لبظ خوا نلّی چیلاسک شو! 

 

 

 


برچسب‌ها: لبظ سیستونی, چیلاسک, زبان سیستانی, پوستر به زبان سیستانی, زبان های در معرض خطر
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط زارایا |

 

به گزارش وبسایت فارسی/کردی زبان «روانگه»

برای نخستین بار در ایران یکی از مدارس شهر سقز شاهد رونمایی و آموزش زبان کردی بود. دانش آموزان و آموزگاران مدرسه صلاح الدین ایوبی سقز دیروز شنبه در مراسمی که به منظور رو نمایی از کتاب آموزش زبان کردی برگزار شده بود، شرکت کردند. مسئولان این برنامه اعلام کرده اند که در تمام اقداماتشان با «مسئولان مربوطه» هماهنگی داشته اند. پس از پایان مراسم رونمایی دانش آموزان بر سر کلاس های درس حاضر شده و برای اولین بار زبان کردی در یک آموزشگاه دولتی تدریس شد. در تاریخ معاصر ایران، به جز چند دوره کوتاه، شرایط برای آموزش زبان کردی در مدارس مهیا نبوده است.

 

موفقیت به دست آمده برای هموطنان کرد زبان در راستای حفظ، احیاء و تقویت زبان مادری خویش را تبریک می گوئیم.

به امید آنکه پیشنهاد «تدوین و تدریس کتابچه آموزشی زبان سیستانی» در مدارس سیستان نیز به زودیِ زود عملی شود. 

پیشنهاد می شود از مجموعه کتب گویش سیستان، تألیفات ارزشمند استاد بزرگوار غلامرضا عمرانی که به زودی شاهد انتشار جلد هشتم آن نیز خواهیم بود، جزوه ای آموزشی جهت تدریس زبان سیستانی در مدارس سیستان تهیه شود. 

 

 


برچسب‌ها: زبان کردی, آموزش زبان سیستانی در مدارس, اصل پانزده قانون اساسی, زبان سیستانی, آموزش زبان کردی در مدارس
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط زارایا |

 

 

از کُوش کُوش باد سائِه دِوال لَرزونه
دَر بگْره دیار، مدام مْکَشه زْرونه
سِی کو تو چِه روزگارِ شوبازِه شْته
باد موکه نو ور باغ آئیکه مْخونه

 

ترجمه:
از زوزه های وحشت زای باد سایه ی دیوار می لرزد
آتش گرفت آبادی [و] مدام شعله می کشد
ببین تو [که] چه روزگار مضحکی شده است
باد مادر [شده] و برای باغ لالایی می خواند.

 

 


برچسب‌ها: رباعی سیستانی, شعر سیستانی, جواد شهنازی, ترجمه شعر سیستانی, زبان سیستانی
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ توسط زارایا |

 

 

سر اُمْدنِ یو وایه مِه آلا کرده
نووَرِه یو کِه کُل خوا ور او وا کرده
بِیوایه اووه نوور و بِیوایه اُنو مِه
یگ عُمرِه یه دل کومه نو آشا کرده


در بزنگاه آمدنش، آرزوهای بی سرانجامم چونان زخمی کهنه سر باز کرده است
نهری را مانم که به عشق آب آغوش گشوده باشد
نهر حسرت به دل آب است و من حسرت به دل او
عمریست که دل عطشناکیهایش را حاشا می کند

 

 


برچسب‌ها: شعر سیستانی, جواد شهنازی, ترجمه شعر سیستانی, شعر عاشقانه سیستانی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ توسط زارایا |

 

پیشنهاد استفاده از زبان سیستانی در طرح البسه

قابل توجه سازندگان پوشاک در سطح استان س و ب

 

 


برچسب‌ها: مشمه نمسته, زبان سیستانی, تی شرت, تی شرت به زبان سیستانی, تی شرت به زبان محلی
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط زارایا |

 

 

ایرانه اسّیستو مئسر نمشو...

(ایران به سیستان بند است...)

 


برچسب‌ها: زبان سیستانی, عکس نوشته به زبان سیستانی, عکس نوشته, مئسر, ترجمه زبان سیستانی
+ نوشته شده در شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ توسط زارایا |

 

 

تو منه وه کول-خوا لکئتو کو...

(مرا به آغوشت درآویز...)

 


برچسب‌ها: زبان سیستانی, عکس نوشته به زبان سیستانی, عکس نوشته, لکئتو, ترجمه زبان سیستانی
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ توسط زارایا |

 

Sistan 9 Mehr 91

 

در آخرین جلد کتاب نامه رشد وابسته به وزارت آموزش و پرورش، نام مجموعه کتب «گویش سیستان» تألیفات ارزشمند استاد غلامرضا عمرانی (زبانشناس و مؤلف کتب درسی ادبیات و زبان فارسی از دبستان تا دانشگاه) به عنوان کتابهای مناسب از حیث آموزشی و تربیتی جای گرفته و به مدارس، معلمان و دانش آموزان سرتاسر کشور سفارش شده است. گفتنی است این موفقیت در حالی برای این آثار رقم می خورد که چندی پیش نیز جلد نخست مجموعه کتب گویش سیستان، عنوان برگزیده جایزه فصلی خانه کتاب ایران را از آن خود کرده بود.

به گزارش رسانه نی زار، استاد غلامرضا عمرانی، مؤلف این آثار، از چهره های بنام زبانشناسی معاصر ایران بوده و علاوه بر نوشتارهای ارزشمندی که پیرامون زبان سیستانی به رشته تحریر درآورده است، در تألیف کتب درسی از دوره دبستان تا دانشگاه همکاری های گسترده و ارزنده ای داشته است.

آنچه در پیش رو دارید، توضیحات مربوط به ناشر کتب مزبور (نشر دریافت) می باشد که در پایگاه رسمی آن به طبع رسیده است:

Sistan 9 Mehr 91

مجموعه‌ کتاب‌های سیستان: این شش جلد کتابِ بی‌مانند از مجموعه‌ی سیستان، کاری سترگ و ارزنده است از استاد غلام‌رضا عمرانی که به‌حق در گستره‌ی علوم انسانی می‌توان نام دانشمند را برازنده‌ی ایشان دانست. این پژوهشگر نوآفرین و بی‌مدعا، حق بسیاری به گردن همه‌ی ما دارد! ایشان در دگرگونی‌های بنیادین و به‌روزکردن و پربارنمودن مطالب کتاب‌های درسی از سال اول ابتدایی تا پایان دوره‌ی دبیرستان و پیش‌دانشگاهی نقش به‌سزایی داشته‌اند و حتی در دانشگاه‌ها نیز فرزندان ایران را به حال خود رها نکرده‌اند و با تلاش در تألیف کتاب ادبیات عمومی (نشر چشمه) یکی از بهترین مجموعه‌های گزینش و آموزش ادبی را پدید آورده‌اند و شاید پس از طی این راه دور و دراز بود که سرانجام این فرصت فراهم شد که به‌سراغ کودکی‌های خود بروند و همراه آن فرزند کنجکاو و تیزهوش کوچه‌پس‌کوچه‌های تفتیده‌ی زابل، زبان مادری را دوباره زمزمه کرده، در آن تنفسی دوباره کنند؛ بازبجویندش، ژرف بکاوندش و نکته‌ها و شگفتی‌هایی بسیار در آن بیابند؛ و این مجموعه دست‌آورد این سفر احساسی- عالمانه است که افتخار نشر آن به ما رسیده‌! گفتنی‌ست که جلد دوم این مجموعه در تابستان ۱۳۸۹ به‌عنوان کتاب شایسته‌ی تقدیر در هجدهمین جشنواره‌ی کتاب فصل برگزیده‌شد.

اهالی رسانه نی زار به نوبه خود این موفقیت بزرگ را به استاد عمرانی، سیستانیان و کلیه علاقه مندان به زبان های بومی ایران تبریک عرض می نماید.

 

علاقه مندان جهت خرید تهیه کتب مزبور می توانند از طریق وبسایت نشر دریافت در لینک زیر (یا جستجوی واژه سیستان در بخش جستجوی وبسایت) اقدام به خرید اینترنتی (بهمراه تخفیف) این آثار نمایند:

 

خرید اینترنتی مجموعه کتاب گویش سیستانی

 


برچسب‌ها: گویش سیستان, کتاب گویش سیستان, غلامرضا عمرانی, خرید, خرید اینترنتی
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ توسط زارایا |

 

 

خط-تو کؤره شو، نتانوک...

(گورتو گم کن، نتانیاهو...)

 

 


برچسب‌ها: زبان سیستانی, نتانیاهو, عکس نوشته, غزه, اسرائیل
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۳ توسط زارایا |

 

 

أوش کو، مشمه نمستئ...

یادت باشه، از حرکت باز نمی مونیم...

 

 


برچسب‌ها: زبان سیستانی, مشمه نمستئ, عکس نوشته, عکس نوشته به زبان سیستانی, ترجمه زبان سیستانی
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۳ توسط زارایا |



čen sâl a botta-margi ša; az to švaq e na-ša
neyzâr-â čalgi čalgi ša; az to švaq e na-ša
ka:lo: ša qa:m; gisalgi ša; az to švaq e na-ša
del sâburi: bu; palgi ša; az to švaq e na-ša
a:m-bo: e katk o tajgi ša; az to švaq e na-ša


(پيام سيستاني، چاپ نشده)

 


برگردان:

چند سال است «بته‌مرگي» اتفاق افتاد؛ [اما]از تو خبري نرسيد/ نيزارها[ي سيستان- كه شادابي و حاصل‌خيزي سيستان از بركت آن‌هاست و تا پيش از اين انبوه بود] تُنُك‌مايه شد؛ [اما]از تو خبري نرسيد/ غم بزرگ شد؛ انبوه شد؛[اما]از تو خبري نرسيد/ دل سابوري (= درياچه‌ي هامون) بود؛ [بدل به] پلگي شد؛[اما]از تو خبري نرسيد/ [دل] همانند اخگر افروخته ... شد؛[اما]از تو خبري نرسيد.

 


sa:r-βa-ko:kan e چكري‌پكري


سابوري نام ديگر و آشناتر درياچه‌ي هامون است؛ معجزه‌ي بزرگ طبيعت و اميد مردم سيستان؛ palgi نيز نام يكي از روستاهاي بلندآوازه‌ي سيستان است؛ اما در كاربرد اخير، رويارو با سابوري افزون بر معناي اخير، مفهوم ديگري از واژه‌ي palgi به ذهن مخاطب مي‌رسد كه برخاسته از معناي قاموسي آن است؛ جايي كه ريزگردها از آن برمي‌خيزند و خسارت‌آفرين مي‌شوند؛ و اين معنا متأسفانه با خشكيدن گه‌گاهي هامون مطابقت دارد. رمز ايهام شعر در همين است كه نتيجه‌ي آن بي‌سروساماني و دربه‌دري مردم سيستان است و مرگ ميليون‌ها ماهي و آوراگي صدهاهزار پرنده و نابودي هزاران دام كوچك و بزرگ! شگفت آن كه تمام اين مفاهيم دردآور تنها از يك نيم مصراع del sâburi: bu; palgi ša; دريافتني است؛ و باز شگفت آن كه نيم ديگر اين مصراع، يعني az to švaq e na-ša حديث درد پيوسته‌ي ديگري است؛ دير كردن آن كه بايد مي‌آمد و سفره را می انداخت و نان را قسمت می‌کرد و پپسی را قسمت می‌کرد و شربت سیاه سرفه را قسمت می‌کرد و روز اسم نویسی را قسمت می‌کرد و نمره‌ي مریض‌خانه را قسمت می‌کرد و چکمه های لاستیکی را قسمت می‌کرد و سینمای فردین را قسمت می‌کرد و هيرمند را قسمت مي‌كرد و هامون را قسمت مي‌كرد؛ اما هزاره‌ها گذشت و نيامد كه نيامد! تنها گرد آمد و سوار نيامد! ديدي؟ ديدي دلا كه يار نيامد؟!

 


برچسب‌ها: غلامرضا عمرانی, پیام سیستانی, چکری پکری, نقد شعر, ترجمه چکری پکری
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم تیر ۱۳۹۳ توسط زارایا |

 

 

تره وه دل خوا دشتو...

دوستت می داشتم...

 

 


برچسب‌ها: زبان سیستانی, تره وه دل خوا دشتو, عکس نوشته, عکس نوشته به زبان سیستانی, ترجمه زبان سیستانی
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط زارایا |






بینی دل بد مونده دلؤ بکنه منه...


(خواهي ديد اين دلِ بي صاحب دق مرگم کند...)

 جواد شهنازی


برچسب‌ها: شعر سیستانی, شعر به زبان سیستانی, جواد شهنازی, عکس نوشته, عکس نوشته به زبان سیستانی
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط زارایا |


یکی از مشکلات گویشها این است که بسیاری از گویشوران در تصور خویش واژه های بومی را تغییر شکل یافته ی واژه های زبان معیار می انگارند و به همین دلیل و با همین استدلال بر عکس آن را نیز مجازمی پندارند؛ در حالی که چنین استدلالی برای همه ی واژه ها درست نمی باشد و برخی از این واژه های کهن با همان تلفظی که در گویشها بکار می رود صحیح و دقیق است.

یکی از این واژه های سیستانی که دچار این سرنوشت شوم گردیده است واژه ی « نورو nowrow » است (نام رودخانه ی غربی شهر زابل) که آن را به اشتباه نهراب تلفظ کرده و متاسفانه در بسیاری از نوشته ها و کتابها و تابلوها نیز وارد شده است. در حالی که این واژه ی جعلی جدای از اینکه در هیچ یک از فرهنگهای فارسی یافت نمی شود، هیچ معنا و مفهومی نیز ندارد؛ چرا که خودِ نهر به معنای مجرای آبِ بزرگتر از جوی است و بکارگیری پسوندِ آب بدور از هر منطق ادبی است، چون قرار نیست نهر بجز آب چیز دیگری را انتقال دهد.

تلفظ درست این واژه همانی است که خود گویشوران سیستانی استفاده می کنند. به نظر می رسد « نورو» ترکیبی است از دو واژه ی « نو now » که به معنای مجرای آب است و پسوند « رو row» که در گویش سیستانی به معنای گود و عمیق بکار می رود و در نتیجه « نورو » به معنای مجرای آبِ عمیق است که همان رودخانه باشد. امیدوارم با بکارگیری صحیح واژه های بومی، ضمن توجه نشان دادن به ارزشهای زبان مادری خویش، برای زدودن این اشتباهات از روی تابلوها و کتابها نیز همت کنیم.


لازم به ذکر است که « نو now » تلفظ ناو است و ناو در فرهنگهای پارسی و از جمله فرهنگ معین به دو معنی آمده است و با هر دو معنی نیز در گویش سیستانی کاربرد دارد:

1- به معنای جوی و نهر است.

2- به مجرای سفالینی گفته می شده است که برای هدایت آب یک نهر از روی نهر دیگر می ساخته اند.




برچسب‌ها: نهرآب, نهراب, جواد شهنازی, نورو, واژه های سیستانی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط زارایا |


[تصویر:  kenje%20-%20nom.jpg]


.
جهت شرکت در نظرسنجی انتخاب زیباترین نام دختر سیستانی اینجا را کلیک کنید.

(پس از انتخاب گزینه موردنظر، دکمه submit را بفشارید.)


 این نظرسنجی در راستای جلب توجه هر چه بیشتر اذهان عموم به ژرفای فرهنگ سیستان صورت می پذیرد. / انتقادات و پیشنهادات خود را به نشانی sistanology@gmail.com و یا در بخش نظرات همین پست مطرح نمائید.


برچسب‌ها: نام های دختر سیستانی, نام های سیستانی, نظرسنجی, زیباترین نام دختر, نام دختر
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۳ توسط زارایا |



به اطلاع کلیه علاقه مندان به زبان سیستانی می رساند وبسایت سرای فرهنگ و هنر سیستان در جهت بسط، توسعه و بازشناسی هر چه بهتر این زبان، اقدام به ساخت مجموعه کلیپ های آموزشی زبان سیستانی با عنوان «امروز با سیستانی Sistoni Today»، که به اختصار بصورت Sistoday بیان می گردد، می نماید. 

با در نظر گرفتن پاره ای از ضعف های زبان فارسی در جهت بیان دقیق مقاصد معنایی در زبان سیستانی، از زبان قدرتمندتر انگلیسی به عنوان زبان آموزشی این مجموعه کلیپ ها بهره گرفته شده است. علاوه بر این، کوشیده شده است سلایق مخاطبین انگلیسی زبان در ابعاد بین الملل نیز مورد سنجش واقع شده و دید صحیح و جذابی از زبان سیستانی به این دست از مخاطبین ارائه گردد.

از نظرات سازنده و دیدگاه های تکمیلی کلیه دوستان استقبال به عمل می آید: sistanology@gmail.com


جهت مشاهده آنلاین نخستین درس از مجموعه دروس Sistoday در کانال زاریا از وبسایت آپارات اینجا

و جهت دانلود مستقیم کلیپ اینجا را کلیک کنید.




برچسب‌ها: آموزش زبان سیستانی, زبان سیستانی و زبان انگلیسی, Sistoday, فیلم آموزش زبان سیستانی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۲ توسط زارایا |


بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی در راستای گسترش هر چه بهتر نوشتار صحیح سیستانی، از این پس اقدام به انتشار مجموعه نماهنگ هایی بر پایه ترانه های سیستانی (اعم از فولکلوریک و غیر فولکلوریک) می نماید. آنچه در پیش رو دارید نماهنگ مربوط به بازنویسی ترانه «ناهید، مرو وه باله» می باشد که از طریق کانال زارایا در وبسایت آپارات بصورت آنلاین قابل مشاهده می باشد. جهت دانلود مستقیم نیز می توانید اینجا را کلیک کنید. 




برچسب‌ها: بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی, رسم الخط سیستانی, نوشتار سیستانی, کانال زارایا, ناهید
+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند ۱۳۹۲ توسط زارایا |




In Flames از جمله برجسته ترین گروه های موسیقی در دنیای متال به شمار می رود و تا به اکنون تأثیر به سزایی در شکوفایی و توسعه این دست از موسیقی در ابعاد بین الملل داشته است. آنچه در پیش رو دارید ویدئو کلیپ Cloud Connected از این گروه با زیرنویس به زبان سیستانی می باشد؛ جهت دانلود و یا مشاهده آنلاین کلیپ اینجا را کلیک کنید.





برچسب‌ها: Cloud Connected, In Flames, زیرنویس به زبان سیستانی, زبان سیستانی, دانلود آهنگ متال
+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند ۱۳۹۲ توسط زارایا |



بدینوسیله به اطلاع کلیه خوانندگان رسانده می شود کانال «زارایا»، شاخه تصویری وبسایت سرای فرهنگ و هنر سیستان در پایگاه آپارات به آدرس aparat.com/zaraya راه اندازی گردید.


+ جهت مشاهده نخستین تولید ویدیویی زارایا (نماهنگ «داد و بیداد» با صدای عادل ابیلی) اینجا را کلیک کنید. (دانلود مستقیم از اینجا




برچسب‌ها: کانال تصویری زارایا, آپارات, نماهنگ داد و بیداد, عادل ابیلی, علی اصغر شهری
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ توسط زارایا |





چک زنئ، سرچک زنئ! دؤله وه لئتک زنئ! *

(هلهله بر پا کنید! بر دهل محکم بکوبید!)

* اصطلاح ریتمیکی که زنان سیستانی در مراسم شور و شادی خویش بلند سر می دهند. (واژه نامه سکزی؛ جواد محمدی خمک؛ سروش، تهران 1379، ص 151).

 


برچسب‌ها: عکس نوشته, ترجمه شعر سیستانی, رقص زنان سیستانی, دهل سیستانی, چک
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط زارایا |



سیستونه چکار شه؟

(چه بر سیستان آمد؟)



برچسب‌ها: عکس نوشته, زبان سیستانی, سیستونه چکار شه, سیستان, سیستو
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ توسط زارایا |



سیستو، پؤ انداز شمه!



برچسب‌ها: طنز سیستانی, تصاویر کمیک, زبان سیستانی, پو انداز شمه, عکس نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ توسط زارایا |



تروکه نکنی!



برچسب‌ها: طنز سیستانی, تصاویر کمیک, زبان سیستانی, عکس نوشته, تروکه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ توسط زارایا |



ندر گوچگون سیستو



برچسب‌ها: طنز سیستانی, زبان سیستانی, تصاویر کمیک, عکس نوشته, گوچگون سیستو
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ توسط زارایا |






وه درنگک شته غصّه، بگک پوز پوزک مکو...


(اندوه به سر رسیده، پیغامش دهید بغض فرو دهد...)


پیام سیستانی/ منظومه غنایی «چکری پکر
ی»



برچسب‌ها: عکس نوشته, ترجمه شعر سیستانی, پیام سیستانی, چکری پکری, درنگک
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ توسط زارایا |



در اوج خستگي و بي‌رمقي‌ام؛ فردا هم شش بامداد عازمم؛ اما چكري‌پكري را چه كنم؟ نمي‌توانم بيش از اين برعهده‌ي تعويق بنهم و پشت گوش بيندازم؛ اين دگرگوني بايسته را؛ شايستگي در جاي ديگر نشيند؛ اكنون بايستگي‌اش مراد است.

مي‌بايست مي‌شد؛ و ... سرانجام با درنگي چند ساله شد. دست مريزاد!
شش هفت سالي هست كه با چكري پكري آشنايم؛ اگر زياده‌گويي نباشد، دست كم هر هفته آن را خوانده‌ام؛ با سازوكارش، با زير و بمش، با شكل هندسي‌اش حتي بارها و بارها كلنجار رفته‌ام و پس از هر كلنجار چيزي افزون بر نوبت پيش در آن يافته‌ام.
به پيام گفته‌ام؛ و البته اين را از سر ضرورت گفته‌ام و از ژرفاي دل گفته‌ام و با تمام وجود گفته‌ام و با همه‌ي باور گفته‌ام كه اگر ملك سليمان به دست داري يا نه، سر زلف يار- كه از ملك سليمان هم ارزنده‌تر است- بهل و بر سر اين زلف چنگ بزن كه چرخ از آن فسانه هزاران هزار دارد ياد؛ اما اين از كان جهاني ديگر است و تا اينك فكر هيچ مهندس چنين گره نگشاده است و زهي تو كه مهار اين توسن سركش را در كف باكفايت تو هشته‌اند و اين بي‌ترديد دل و دين مي‌برد از دست بدان سان كه مپرس!

باقي بماناد تا وقت خوش شود؛ اگر بتواند شد!


از گرد راه نرسيده مي‌روم سراغ مشق‌هايم؛ امروز بايد چهار پنج بار از چكري‌پكري رونويسي كنم؛ براي اين، براي آن. دستم روان خواهدشد؛
خواب‌نامه‌هاي كودكي‌ها يادتان هست؟ كسي مي‌آمد؛ كاغذي در دستت مي‌هشت و مي‌رفت؛ وظيفه‌اش را انجام داده‌بود؛ تو چند سالت بود؟ چه‌قدر سواد داشتي؟ اين‌ها مهم نبود؛ كاغذ تاشده را باز مي‌كردي؛ از آسمان آمده يا از ...؛ مهم نبود؛ نامه نامه بود و ارجي داشت؛ مي‌گشودي؛ كسي خوابي چنين و چنان ديده‌بود؛ موبه‌مو نوشته‌بود و اخبار شگرف از كون و مكان در آن گنجانده‌بود؛ مو بر تن آدمي راست مي‌شد؛ و در انتها از قول فلان‌بن فلان‌بن فلان به روايت و سند صحيح از فلان‌بن فلان نوشته‌بود كه اگر اين خواب‌نامه به دست كسي برسد و به آن بي‌اعتنايي كند، به ازاي هر حرفش زبانه‌اي از آتش دوزخ او را در ميان خواهدگرفت و خانه‌اش بر دوش ... ! و ما ادريك ماالهاويه! و بيوتهم خاويه!
اما مژده هم داده بود كه مي‌تواني همه‌ي زبانه‌هاي آتش را به شاخه‌هاي گل و سنبل مبدل كني؛ باشد؛ هرچه باشد، مي‌پذيرم؛ مي‌پذيري؟! چهل بار بايد از روي آن بنويسي و به چهل نفر برساني تا ... اووه! چه مي‌شد!! با تصاعد هندسي پيش مي‌رفت.
مي‌گفت هنگام نوشتن آن چهل نسخه بايد با وضو رو به قبله هم بنشيني؛ و چه شگفتناك بود نگاه‌هاي تيزبين پدر و مادر كه تو را در حال وضو گرفتن مي‌ديدند و زيرجلكي مي‌خنديدند و ... !
مي‌خواستم همين بساط را پهن كنم؛ چكري‌پكري را داشتم؛ نسخه‌ي اصلش را؛ به سند معتبر كذا في‌الاصل! اما ... اما ...؛ از شما چه پنهان؛ بگذاريد يك داستان ديگر هم بگويم:
گاهي بيتي، دوبيتي‌اي چيزي در همين مايه‌ها كشف مي‌كنم؛ استخراج مي‌كنم؛ حاصل غواصي‌هاي دور و دراز در گنج‌نامه‌ي ادب پارسي؛ تا فرياد كشيدن و يافتم يافتم فاصله‌اي ندارم؛ دلم مي‌خواهد سر گذر بايستم در معبر باد و آن بيتك را جار بزنم؛ اما ناگهان نيروي ديگري با قدرت بيشتري از ژرفاي وجودم سر برمي‌دارد كه تو را چه مي‌شود آدم ساده!؟ مگر همين ديوان‌ها قرن‌ها گسترده نبوده است؟ مگر همين مردم ميهمان همين بساط‌ها نبوده‌اند؟ بوده‌اند كه! پس كجاست آن بيتك بر سر زبان‌ها؟! چرا نبايد باشد؟! اگر اين گنج است؛ اگر به‌رايگان همه جا پراكنده‌است، يك دو دمك «دغال‌گردي» كسي را نمي‌كشد! مي‌كشد؟! پس چرا اين ... بر سر بازار، بر سر زبان‌ها نيست؟
آن وقت پا پس مي‌كشم و باز هم از شما چه پنهان؛ آن گنجينه را در كف يك دستم مي‌گيرم؛ دستم را مشت مي‌كنم و دست ديگر را روي آن؛ كار تمام نشده‌است؛ بيرون مي‌روم اما محتاط؛ گنج بازيافته‌ام را، درست هم‌چنان كه مادر فرزندش را در شكم؛ در ميان مشت مي‌گيرم و ...؛ كجاست اهل دلي؟ كجاست؟ مگر مي‌تواني به هر كس هركسش بنمايي؟ نه؛ به كس كسونش نخواهم داد! چشم آلوده‌نظر از رخ جانان دور است»؛
مگر يادم رفته «آن كه يوسف به زر ناسره بفروخته بود»، بر او چه‌ها رفت؟! نه؛ به اين زر ناسره نخواهمش فروخت؛ مي‌جويم عاقلي كه ديوانه كنم؛ حتي اگر پيرزالي باشد و est-o-bestش تنها يك كلاف نخ؛ مشتاقي شرط است؛ و ... سرانجام مي‌جويم و مي‌يابم و گنجم را، آن يك بيتك نغز را آهسته در كف نيم بسته‌اش خالي مي‌كنم و مي‌سپارمش كه هش‌دار!
براي چكري پكري اما كم‌تر يافتم؛ يوسفي بود ولي هيچ خريدار نداشت! اگر صيرفي شهر هم قلاب باشد، عرضه‌ي اين نكته‌هاي چون زر سرخ بر او همان حكايت زردوز و بورياباف است!
آهاي ....! كس ندارد ذوق مستي؟ مي‌گساران را چه شد؟!
دير مي‌كشد؛ دير؛ اما تني چند سرانجام مي‌آيند و مخصوصا آن روز كه چندين دست فواره‌ي خواهش شده‌بود و نيز آن روز ديگر كه «رونده‌اي كه از كنار مجلس گذر مي‌كند و دور آخر در او اثر»... و سرخوشي‌اش و شادمانگي‌اش و برقي كه از چشمانش مي‌درخشد كه يافته است، به همه‌ي نيامده‌ها و نايافته‌ها و ناكام‌مانده‌ها مي‌چربد! از شافعي مپرسيد امثال اين مسايل!
ديگر ببخشيد؛ نمي‌توانم


يافتم؛ راستش سختم آمد كه چنين گوهري قدرنادانسته به سرنوشت بسياري از همانندان گرفتار آيد؛ تا آن روز كه اين گوهر يك‌دانه كه سال‌ها در كنج دفترهاي كهنه از توش و توان افتاده بود- و نزديك آمد كه طبع نازك شاعر، اين يك را نيز هم‌چون marq e čoppo: و ma:dia:li و «سكايي‌ها» به ورطه‌ي خاموشي و فراموشي افكند- به مشاطگي هنرمندانه‌ي مهرداد مهربان و معصومه‌ آتش‌فراز برقع برافكند و به ديد آمد؛ شادان و نازان و جلوه‌كنان؛ تازه آن روز بود كه بسياري از آنان كه گاهي نيش تيز قلم پيام به منظور پيش‌گيري از كژي و كژتابي‌اي نادرخور، جريحه‌شان را يا غرورشان را اندك خطي انداخته‌بود، پي بردند كه اين يكي پيام ديگري است و «ز كارستان او يك شمه اين است».
تازه آن روز بود كه من هم پي بردم كه چرا رونويسي‌هاي من از چكري‌پكري- چندان كه بايد- با آغوش باز مواجه نشد. تازه فهميدم! طفلك، خوانندگان آن‌ها؛ از كجا بايد آن همه واژه را رمزگشايي مي‌كردند؟ فهميدن معنا چه در واژگان و چه در متن چكري‌پكري يك سو و درست خواندن آن‌ها از سوي ديگر؛ خب؛ انصافا به آنان حق دادم؛ حق داشتند.
امروزه جستن و يافتن يك نفر- با صداي بلند مي‌گويم فقط يك نفر- كه تمام واژه‌هاي چكري ‌پكري را بخواند و بداند و رمزگشايي كند و به هر دو عالم قال و مقال آن - اين قال و اين مقال فعلا پاي من؛ طلب شما- وارد شود، ناممكن است؛ قطعا ناممكن است.
بر اين پاي مي‌افشارم با تأكيد دوباره!
نه؛ بلافاصله نگوييد و نتيجه نگيريد كه اين واژگان مرده‌اند؛ كه اين گويش مرده‌است و نيز براساس اين صغري به كبراي ناگزير محتوم منطقي دل‌خواه خودتان نرسيد؛ نه؛ خوانندگان و گويشورانش به دلايل ديگري حق دارند كه نتوانند بخوانند و از آن‌ها رمزگشايي كنند؛ اصلا منظورم اين نيست؛ چه اگر مرده بود، بر زبان پيام هم نمي‌رفت و از درون پيام هم چنين زنده و شاداب نمي‌جوشيد؛ زبان مرده ادبيات ندارد؛ شعري كه به زبان مرده بسرايند، اين مايه غوغا به‌پا نمي‌كند؛ اين روزها فضاي مجازي را در پيوند با اين شعر، با همين يك شعر ببينيد؛ اين خيزش و «اين هزاهز از لوني ديگر است». لابد داستان مرگ زبان‌هاي بلند‌آوازه‌ي دنيا همچو لاتين و سانسكريت را كه مي‌دانيد. شايد روزي، جايي، به آن بپردازم.
تنها اين جا، همين مقدار بگويم كه پيام تلنگري به كسي نواخت كه خود را بنابه مصلحتي، لختي به خفتن زده‌بود؛ و چه تلنگري! بازتابش را فردا يقينا خواهيم‌ديد؛ يقينا!
امشبك هم به همين بگذرد.




برچسب‌ها: چکری پکری, غلامرضا عمرانی, پیام سیستانی, معصومه آتش فراز, مهرداد مهربان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ توسط زارایا |


الان از فرودگاه رسيدم منزل ساعت ١/٣٠ بامداد است. ديدم يك تكه از نان و نمك سيستان كه در فرودگاه زابل صبح به رسم مهمان نوازي مردم سرافراز آنجا تعارف كرده بودند، در جيبم جا مانده.

مردم رنج كشيده ولي صبور سيستان الان سال هاست كه خشكسالي و فقدان مديريت جامع آب و زيست بوم آنها را دچار سختي فراوان كرده. علاوه بر بازديد هوايي به اتفاق وزير نيرو جلسه اي در زابل براي احياي تالاب بين المللي هامون برگزار كرديم كه در ٤ سطح محلي، ملي، منطقه اي و بين المللي برنامه ريزي مي شود.

جلسه بزرگي با مردم و دانشگاهيان زابل داشتيم... مردم سيستان بسيار زيبا شعر مي گويند.

خلاصه مطلب اینکه از سفر ما كه حدود ٢٠ ساعت به طول انجاميد زياد است، ولي مردم خوب سيستان با ذكاوت مثال زدني خود، امروز ما را نمك گير كردند...
92/10/6


برچسب‌ها: معصومه ابتکار, بازدید از سیستان, گزارش فیس بوکی, هامون, شعر سیستانی
+ نوشته شده در جمعه ششم دی ۱۳۹۲ توسط زارایا |




مهرداد مهربان، هنرپژوه، مترجم، موسیقی دان و از پایه گذاران رادیو نیزار (صدایی در گستره فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان) نوشتاری را در مداقه به مقاله «لاتین یا عربی؛ زبان سیستانی را با کدام خط باید نوشت؟»، کاری از بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی، به رشته تحریر در آورده اند که مطالعه آن در جهت غور و تعمیق در چالش های جاری پیرامون تدوین رسم الخط واحد برای زبان سیستانی، خالی از لطف نخواهد بود:


حسن نوشته‌ی حامد صوفی در اینست که بدون پیشداوری نوشته شده و کوشیده مسأله را از جوانب گوناگون ببیند، و گرچه صریحاً رسم‌الخط فارسی را برای سیستانی توصیه می‌کند، اما در این رابطه حکم قطعی نمی‌دهد، یعنی کم و بیش به یک نسبت به امتیازهای استفاده از خط‌های فارسی و لاتین اشاره دارد. آنچه جایش در مقاله خالی‌ست، نمونه‌هایی از چند واژه‌ی دشوار و یا غلط‌انداز سیستانی‌ست که به هر دو خط نوشته شده باشد تا بتوان در مقایسه‌ی آنها با یکدیگر نظر داد که کدامیک بهتر و راحت‌تر تلفظ دقیق واژه‌های سیستانی را می‌رساند.

برای تعمیق گفت و گو، بد نیست اگر من در اینجا روشی دیگر در پیش بگیرم، یعنی بکوشم نارسایی‌های خط فارسی را برجسته کنم و سپس پیشنهادی بدهم. این نارسایی‌ها را بسیاری از صاحبنظران در اینجا و آنجا تذکر داده اند و شمارشان چنان زیاد است که چندین و چندین صفحه لازم خواهد بود اگر بخواهیم همه‌ی آنها را برشمریم. نارسایی‌های خط فارسی از ویژگی‌های آن ناشی می‌شود که می‌توان آنها را چنین خلاصه کرد: یک نویسه برای نشان‌دادن چند آوا به کار می‌رود، مانند نویسه‌ی «و» در واژه‌های واج، کوه، تو؛ چند نویسه برای نشان‌دادن یک آوا به کار گرفته می‌شوند، مانند نویسه‌های «ص»، «ث»، «س»؛ عملاً برخی از آوا‌ها با هیچ نویسه‌ای نشان داده ‌‌نمی‌شوند و باید آنها را حدس زد، مانند زیر، زبر و پیش؛ برخی از نویسه‌ها شکلهای نوشتاری ثابتی ندارند: مانند «غ» که در جاهای مختلف به‌ شکل «غـ»، «ـغـ»، «ـغ» نیز نوشته‌می‌شود؛ به دلیل تغییر تلفظ در گذر زمان، برخی از نویسه‌ها دیگر نشان‌دهنده‌ی آوایی نیستند، مانند «و» در واژه‌ی خواهر و خویش... .

برای مطالعه‌ی بیشتر در زمینه ی خط فارسی، می‌توانید «درآمدی بر آشنایی با خط فارسی» نوشته ی علی صابونچی را بخوانید.

واقعیت اینست که ما حتی اگر مانند قرآن زیر و زبر و پیش و دیگر نشانه‌ها را در نوشتن زبان فارسی به کار ببریم، باز نمی‌توانیم تلفظ دقیق واژه‌ها را نشان بدهیم. برای نمونه، اگر من بنویسم «دو»، هرگونه نشانه‌ای هم که روی دال و واو بگذارم، باز شما نمی‌توانید مطمئن باشید که منظورم عدد بعد از یک است یا اسم از فعل دویدن. حال آنکه با استفاده از خط لاتین، امکان غلط‌اندازی به صفر می‌رسد، چون یکی را do می‌نویسم و دیگری را dow ... نیز خط فارسی دو نارسایی مهم دیگر هم دارد، یکی اینکه برخی از حرفها می‌توانند به یکدیگر بچسبند و برخی نمی‌توانند، دودیگر اینکه حرف بزرگ ندارد تا بتوان به این یا آن منظور خاص در آغاز واژه گذاشت.

درواقع تنها دلیل معتبری که توجیه می‌کند چرا ما به استفاده از خط عربی برای نوشتن زبان فارسی ادامه می‌دهیم اینست که قرنهاست چنین می‌کنیم، و حجم نوشته‌ها و هنرهای خطی‌مان چنان زیاد شده که تغییر خط را اگرنه ناممکن دستکم نامطلوب و زیانبار می‌کند و با خطر «گسست تاریخی» همراه است. اما همانطور که می‌دانیم و حامد جان هم در نوشته اش اشاره کرده، زبان سیستانی چندان سابقه‌ی نوشتاری ندارد، یا مقدار نوشته‌هایش آنقدر نیست که نتوان آنها را به خط لاتین بازنویسی کرد.

حال اگر دلایلی را که حامد در مقدم بودن خط عربی بر خط لاتین برشمرده بازخوانی کنیم، می‌بینیم که همگی کم و بیش جنبه‌ی «پراتیک» دارند، یعنی به «راحتی» کاربران در وضع موجود مربوط می‌شوند، نه اینکه واقعاً از دیدگاه علمی ثابت کنند که خط عربی بهتر از خط لاتین می‌تواند تلفظ دقیق واژه‌های سیستانی را برساند. راستش را بخواهید، برای منی که زبان مادری‌ام سیستانی نیست و آشنایی عمیقی با آن ندارم، پی بردن به تلفظ دقیق یک واژه‌ی سیستانی از طریق خط لاتین به‌مراتب آسان‌تر است.

از اینها که بگذریم، با این نظر حامد جان همسو نیستم که «بخش عمده ای از واژگان سیستانی تنها صورت دگرگون شده ای از واژگان فارسی و عربی» است. اگر چنین بگوییم، به‌طور ضمنی گفته ایم که بخش عمده‌ی واژه‌های سیستانی از زبان دری و عربی مشتق شده، حال آنکه به گمان من به‌هیچوجه چنین نیست، چرا که ساختار تلفظ و دستور زبان سیستانی، با توجه به کشفیات سده‌های اخیر در مورد زبانهای باستانی ایران، ثابت می‌کند که بسی کهن‌تر از زبان دری‌ست. بی‌تردید سیستانیان هم مانند هر قوم دیگر ایرانی، از زبانهای دری و عربی تأثیرات و وامهایی گرفته اند، اما اگر گویش رنگ‌باخته و گاه فارسی‌شده‌ی برخی از سیستانیان و به‌ویژه شهرنشینان را معیار قرار ندهیم، یعنی اگر معیارمان را سیستانی اصیل و به‌ویژه هامونی قرار دهیم، پی می‌بریم که سیستانی گرچه با دری همخانواده است، اما در تلفظ و دستور زبان استقلال خاص خودش را دارد، و استفاده از خط فارسی، بیش از آنکه به احیای اصالتش کمک کند، ممکنست موجب شود که بسا از واژه‌های اصیل سیستانی بیش از پیش رنگ و بوی دری به خود بگیرند.

حامد جان در نوشته اش به «تجربه‌ی موفق» دیگر مردمان در به کارگیری خط عربی اشاره کرده، من اما نمی‌دانم که این تجربه آیا واقعاً «موفق» بوده یا نه، چون دقیقاً متوجه نمی‌شوم که منظور از «موفقیت» در اینجا چیست. همینقدر می‌دانم که من دری‌زبان، وقتی کسی سیستانی یا بلوچی یا کردی حرف می‌زند، کم و بیش می‌فهمم چه می‌گوید، اما وقتی نوشته‌ای از این زبانها به رسم الخط عربی می‌بینم، تقریباً هیچ از آن نمی‌فهمم چراکه ذهنم شدیداً این خط را به زبان دری و عربی پیوند زده، و ناخودآگاه به دنبال کلمات «آشنا» می‌گردم. با کمی اغراق می‌توانم بگویم که برای من، زبان سیستانی به خط فارسی همانقدر غریب می‌نماید که زبان فرانسوی به خط عربی! در تجربه‌ای هم که با برخی از دوستان سیستانی داشته ام دیده ام که خودشان هم در خواندن زبان سیستانی به خط فارسی آنقدرها راحت نیستند، به‌خصوص که فعلاً رسم‌الخط ثابتی هم هنوز مرسوم نشده است.

یکی از ویژگی‌های مهم واژه‌های سیستانی وجود دو صامت در آغاز واژه و ظرافت مصوتهاست که گاه با یکدیگر تفاوتی جزئی دارند که در عین حال در معنا تغییر مهمی می‌دهد. رسم الخط عربی که قادر نیست مصوتهای ساده‌ی زبان دری را به‌خوبی نشان دهد، چگونه خواهد توانست «مسأله‌ی بغرنج نمایش مصوت‌های سیستانی» را حل کند؟ حامد پاسخ می‌دهد: «تا حدودی»! یعنی خودش هم از نقص آن آگاه است. پس چرا رسم الخطی در پیش بگیریم که از هم اکنون می‌دانیم هر اندازه هم آن را تصحیح کنیم باز مشکلمان را کاملاً حل نخواهد کرد؟ آیا با رواج دادن رسم‌الخط فارسی برای زبان سیستانی، به‌تدریج صامت‌های آغازین را مصوت نخواهیم کرد؟ و آیا مصوت‌های سیستانی را شبیه مصوت‌های دری به زبان نخواهیم آورد؟ مثلاً همین واژه‌ی «سیستونی» در تصویر، با این طرز نگارش خیلی بیشتر ما را به لهجه‌ی تهرانی راهنمایی می‌کند تا به گویش سیستانی!

در مقابل، دستکم از دیدگاه تئوریک، استفاده از خط لاتین همراه با افزودن نشانه‌های بین‌المللی برای تدقیق مصوتها و صامت‌ها می‌تواند همه‌ی مشکلات تلفظی را برطرف کند و به ما اجازه دهد که غنای زبانی سیستانی را در شکل نوشتاری پیاده کنیم و نمایش دهیم. البته تأکید می‌کنم، از لحاظ تئوریک، چون از جنبه‌ی پراتیک، رواج دادن خط لاتین می‌تواند با موانع فراوانی رو به رو شود. درواقع، هرچه بیشتر می‌اندیشم، به‌نظرم می‌رسد که تنها عیب خط لاتین همیسنت که در سیستان و دیگر جاهای ایران رایج نیست یا بسیار کمتر از خط فارسی رایج است. این عیب اما ماهوی نیست، یعنی برطرف‌شدنی‌ست، چون با گسترش رسانه‌های مدرن و ارتباطات جمعی، روز به روز بر تعداد کسانیکه با این خط آشنایی پیدا می‌کنند بیشتر می‌شود. استفاده از خط لاتین در عین حال با سهولت بیشتری زبان سیستانی را در دسترس دیگر مردمان جهان قرار خواهد داد.

البته برخی از صاحبنظران گفته اند که ما در گذر زمان با شکل نوشتاری واژه‌ها به خط فارسی پیوندی عاطفی برقرار کرده ایم، و برای نمونه شکل نوشتاری «عشق» چنان برایمان آشناست که اگر مثلاً آن را «ešq» بنویسیم در نظرمان بیگانه خواهد شد. پاسخ من به‌سادگی اینست که «نظر» ما چندان اهمیتی ندارد، آنچه مهم است، گوش ماست، زیرا زبان، به‌ویژه در فرهنگ ایرانی، اساساً و عمدتاً پدیده‌ای «شفاهی» است، یعنی گفتاری و شنیداری، و نوشتار همانا فرعی‌ست که ما قرنها به آن اهمیتی نمی‌دادیم، و گرچه کم و بیش پانزده قرن است که به آن اهمیت می‌دهیم، اما انقلاب فنی مدرن و پیدایش رسانه‌های نوین موجب خواهد شد که به‌تدریج نوشتار در مقایسه با گفتار و شنیدار حالت فرعی سابقش را باز یابد. منظورم را ساده‌تر بگویم: من جزو آن کسانی هستم که یقین دارند استفاده از نوشته و دفتر و کتاب رو به کاهش گذاشته و انسان آینده سرانجام نوشتار را به بایگانی تاریخ خواهد سپرد.

بنابراین، اگر از من بپرسید که بهترین راه حفظ و آموزش زبان سیستانی کدام خط است، پاسخ خواهم داد: در حقیقت، هیچ خطی، گرچه خط لاتین از دیدگاه علمی بهتر است، و خط فارسی، از دیدگاه عملی. راه حل حفظ و گسترش زبان سیستانی، و هر زبان دیگری که امروزه در معرض فراموشی تدریجی و یا آسیب‌پذیری از زبانهای دیگر است، نه چندان در یافتن رسم‌الخط بلکه در حفظ و گسترش شفاهی آن است، و خوشبختانه در این زمینه، فناوریهای مدرن ابزارهایی ساده و خطاناپذیر در اختیار ما می‌گذارد. کافی‌ست آستین همت بالا بزنیم و در کنار «بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی»، یک «بنیاد ثبت صوتی» زبان ایجاد کنیم، یعنی به میان مردم اصیل سیستان برویم و سخن‌گفتنشان را ضبط کنیم، و سپس، بر اساس آن ضبط‌ها، زیر نظر زبان‌شناسان کارکشته‌ای، چنانکه پیام سیستانی، و به کمک گویندگان باتجربه و ماهری، چنانکه معصومه آتش‌فراز، به‌تدریج یک فرهنگ لغت صوتی بسازیم و در آن حتی روایت‌ها و لهجه‌های مختلف سیستانی در تلفظ یک جمله یا واژه را نیز به ثبت برسانیم.

امیدوارم این نگاه متفاوت و این «دگر اندیشی» موجب غنای اندیشه و گفت و گو در زمینه‌ی خدمت به حفظ و گسترش فرهنگی سیستان و یافتن راه‌هایی عملی و علمی برای ثبت زبانش شود.


مهرداد مهربان/ استراسبورگ/ پائیز 92.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی عصر هامون


برچسب‌ها: مهرداد مهربان, زبان سیستانی, حامد صوفی, بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی, علی صابونچی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ توسط زارایا |


از ذوخ و خنده پر کنک، امشؤ تموم عالمه...

(به یک امشب، جمله جهان را مملو از شور و شادی ات ساز...)


پیام سیستانی / شعر «چک چکی»




برچسب‌ها: پیام سیستانی, زبان سیستانی, شعر سیستانی, ترجمه شعر سیستانی, عکس نوشته
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ توسط زارایا |





عمرئ بودو پلپتک و سگ دووی، عاقبت ء مردو وه تلواس خوا...

(عمری را به تقلا و سگ کوشی گذراندم، سرانجام هم در دلشوره های خویش از دست رفتم...)


غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی / شعر «آدم بئ چاره»


برچسب‌ها: غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی, شعر سیستانی, آدم بئ چاره, عکس نوشته, ترجمه شعر سیستانی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ توسط زارایا |





چترون تو بو جئلونگئ که گل داده وه پالئز... 

(گیسوان ات بوته ای را می مانست که به پالیز گل کرده است...)


ماشاءالله خلیلی/ غزل پاطی




برچسب‌ها: غزل پاطی, ماشاءالله خلیلی, عکس نوشته, زبان سیستانی, ترجمه شعر سیستانی
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ توسط زارایا |



کوش کوش کو نو جملگئ شو نو یگ جا دک مکو...
(سر به زوزه بگیر و چون گردبادی باش که آرام و قرار ندارد...)

پیام سیستانی/ منظومه غنایی چکری پکری




برچسب‌ها: چکری پکری, پیام سیستانی, عکس نوشته, زبان سیستانی, ترجمه شعر سیستانی
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ توسط زارایا |



پیشترها نیز اذعان داشتیم که رسم الخط پیشنهادی بایستی در ابعاد گونه گون نوشتاری یک زبان کارآمد و کار آزموده باشد؛ از این رهگذر، متون ادبی و بالأخص اشعار موزون از مهم ترین ایشان بودستی.

آنچه در پیش رو دارید بازنویسی غزل عاشقانه ای از شاعر خوش ذوق سیستان «ماشاءالله خلیلی» با عنوان «پاطی» می باشد. فایل صوتی سرایش این شعر از زبان خود شاعر که در اختتامیه مراسم هفته فرهنگی سیستان و بلوچستان در سالن همایش های برج میلاد (فروردین نود) اجرا گردید، از اینجا در دسترس می باشد. لازم به ذکر است ترجمه فارسی این شعر نیز توسط خود شاعر صورت پذیرفته است که در وبلاگ شخصی وی موجود می باشد.

متون به رنگ قرمز، نگارش پیشنهادی توسط خود شاعر می باشد که از وبلاگ شخصی وی به عینه آورده شده است.  متون به رنگ آبی، رسم الخط پیشنهادی بر اساس اصول مدون در این پایگاه می باشد. نکات تکمیلی در ضمن شماره گذاری های درون متنی، در ادامه ارجاع داده شده اند.



یگ دشت پر گل بونو فاطی سر نوور

یگ دشتئ (1) پر گل بو نو پاطی (2) سر نوور


هی دل م وجل جل بونوفاطی سرنوور

إی دل مه وه (3) جول جول (4) بو نو پاطی سر نوور


چترچیندنولب گلکه انارتروتازه

چتر چینده نو (5) لب گلکئ (1) انار تر و تازه


چش چش ما گل بونو پاتی سر نوور

چشک چش مآگل بو نو پاطی سر نوور


دژک داده سر چادر خ ور پس گرد

دژگ داده سر چادر خوا ور پس گردهء (6)


یگ تشت پر جل بونو فاطی سر نوور

یگ تشتئ (1) پر جول (4) بو نو پاطی سر نوور


بدیل پس دوال ک کم داد وافتو

بدیل پس دئوالئ (1) که کم داده وه افتؤ


چش بستنو دل شل بونوفاطی سر نوور

چش بسته نو دل شل بو نو پاطی سر نوور


ریش چپه سبیل سیخ وپس گوش غلمرضا

روشّ چپّه، سبیل سیخ وه پس گوش غلومورضا


رو لنگته کاکل بونو فاطی سر نوور

رو لونگوته کاکل بو نو پاطی سر نوور


دیگدو پر لچوبونوچاجوش ژر اوک

دئگدو پر لئچو بو نو چآجوش پر اؤکه


رو کته وقل قل  بونو فاطی سر نوور

رو کوتّه وه قل قل (4) بو نو پاطی سر نوور


چش چش اهو ک خدا دادوپاتی

چشک چش آهو (7) که خدا داده وه پاطی


کنجه ترس زابل بونوفاطی سرنوور

کنجه ترس زابل بو نو پاطی سر نوور


چترونتو بوجلونگ ک گل دادوپالیز

چترون تو بو جئلونگئ (1) که گل داده وه پالئز (5)


چنگ م پر گل بونو فاطی سر نوور

چنگ مه پر گل بو نو پاطی سر نوور


واموند دن پسرک ک از شهر در اومد

وا مونده دن پسرکئ (1) که از شهر (7) در اومده


گوچه پویو در چل بونو فاطی سرنوور

گوچه پویو در چول بو نو پاطی سر نوور



1.    «دشت، تشت، دئوال، جلونگ، پسر و گل» در این شعر، اسامی نکره می باشد؛ فلذا به همراه «ئ نکره ساز» می آیند.

2.    پاتی و فاطی به صورت «پاطی» یکدست شده اند؛ از جهت آنکه اصالت معرب واژه هم حفظ شود، ذکر حرف «ط» ضروری می باشد.

3.    متذکر شده بودیم که واژگان پرکاربردی از قبیل «من، به» به صورت «مه، وه» به کار بروند.

4.    واژگان جول (رخت) و جول جول (وول خوردن) از آنجائی که فاقد صورت مشابه و مصطلح در فارسی می باشند، با حفظ «واو ضمه نگار» ثبت می شوند. این در حالی است که واژه قل قل (جوشیدن) که به همین معنی نیز در فارسی مراد می شود، بدون واو ضمه نگار نگاشته می شود؛ چه آنکه اساساً در ثبت واژگان سیستانی، رویکرد کلی ما بر تبعیت حداکثری از صورت احتمالی واژگان در فارسی معیار می باشد.

5.    رسم الخطی که تمایز دستوری بهینه ای برای واژگان قائل شود از ارجحیت برخوردار است؛ هم از این روست که عبارت «چیندنو» بهتر است به صورت متمایز تر «چینده نو» نوشته شود. همینطور است ارجحیت عبارت «داده وه پالئز» بر «دادوپالیز».

6.     در ضبط فتحه کشیده در انتهای واژگان از خوشه واجگانی «هء» بهره می بریم.

7.    اگرچه پرواضح است که حرف «ه» در زبان سیستانی محلی از اعراب ندارد، با این حال در پاره ای موارد جهت پرهیز از کژتابی می توان بنا بر سلیقه شخصی، اقدام به درج این حرف نمود.


بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی

Foundation for Sistanian Orthography Development




برچسب‌ها: بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی, Foundation for Sistanian Orthography Development, ماشاالله خلیلی, رسم الخط سیستانی, شعر به زبان سیستانی
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ توسط زارایا |





"Autumn is a second spring when every leaf is a flower"

Albert Camus



تیرمآ ره گده بهارئ پندارو؛ دمئ که أر بلگئ یگ گلئ ره مونه.

آلبر کامو


برچسب‌ها: ترجمه های سیستانی, انگلیسی به سیستانی, لبظ سیستونی, آلبر کامو, گفتاورد
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ توسط زارایا |



بولتن تحلیلی سیستانیان با هدف ضبط و گسترش زبان سیستانی اقدام به نشر مجموعه اصطلاحات عامیانه زبان سیستانی در فصول جداگانه می نماید. در نگارش این زبانزدها از متدولوژی مدون توسط بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی (Foundation for Sistanian Orthography Development) بهره برده شده است. در ترجمه فارسی چنین اصطلاحاتی رجوع به ذوق سلیم فارسی زبانان در دستور کار واقع شده و کوشش بر درج نزدیک ترین معادل کاربردی در فارسی محاوره پایتخت نشینان بوده است.


1: خونه یکّئ اؤ شته

khona yakke ow shta

خونه رو آب ور داشته

 

2: گذرون مه نمشو

gozarone me nmesho

از پس خرج و مخارج بر نمی آم

 

3: پر زوو

par zvo

 سر زبون دار

 

4: امطو خوشو خوشو خئ او صوبت کو

amto khosho khosho khe o sobat ko

با متانت و نرمی باهاش صحبت کن

 

5: ته بیئ یه مه خئ او حجّت خوا مکئشو

Ta byeya me khe o ojjate kha mkaasho

پاش به اینجا برسه من باهاش اتمام حجت می کنم

 

6: ایطو خه نگفتهء

 ito kha ngoftaa

این راه و رسم اش نیست

 

 

7: خئ تو دارو

Khe to dAro

با تو ام! (گوش ات با من باشه!)

 

8: زودئ!

zudee

زود باش!

 

9: اله!

ala

یالله!


10: گوچه ره سر ده!

gocha ra sar de

بچه رو ولش کن! (دست از سر بچه بردار!)


ادامه دارد ... .



برچسب‌ها: بولتن تحلیلی سیستانیان, بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی, زبان سیستانی, اصطلاحات سیستانی, زبانزدهای سیستانی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ توسط زارایا |


نشست «واژه‌نامه سیستانی» با حضور پژوهشگران زبان و فرهنگ فارسی و تاریخ سیستان چهارشنبه (30 مردادماه) در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود.




به گزارش زارایا و به نقل از خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «واژه‌نامه سیستانی» چهارشنبه (30 مردادماه) با حضور پژوهشگران فرهنگ و زبان فارسی و سیستان‌پژوهان در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برپا خواهد شد.

منصور صفت گل، عضو هیات علمی و دانشیار گروه تاريخ دانشگاه تهران، علی رواقی، عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در فرهنگستان هنر، جواد محمدی‌خُمَک، مولف کتاب «واژه‌نامه سگزی (فرهنگ لغات سیستانی)»، ویراستار و پژوهشگر مسایل تاریخی و زبانشناسی ایران و علیرضا دولتشاهی، کتابشناس، نسخه‌شناس و پژوهشگر تاریخ لهستان در این نشست سخنرانی می‌کنند.

کتاب «واژه‌نامه سیستانی» پیش از این به‌همت ایرج افشار در سال 1365 منتشر شده که معرفی واژه‌های کهن سیستانی همراه با افعال گویش سیستانی، همچنین هجاهای انگلیسی و معنی فارسی آن‌ها را به رشته تحریر درآورده بود. جواد محمدی‌خمک (سكایی سیستانی) نیز کتاب «واژه‌نامه سگزی» را در سال 1379 از سوی انتشارات سروش راهی بازار کتاب کرد.

«واژه‌نامه سگزی» با ارایه توضیح درباره زبان سگزی و ساختار آن به واژه‌نامه بر اساس حروف الفبایی پرداخته و تلاش کرده با استفاده از منابع موجود به تعریف و بازشناسی تمامی کلمه‌هایی که مورد استفاده در منطقه زابل (ایران) بپردازد. این کتاب خواننده را با مناطق جغرافیایی، شخصیت‌ها،‌ آثار، اصطلاحات، فرهنگ و تمدن و به‌ویژه فرهنگ عامیانه این منطقه آشنا می‌کند.

نشست «واژه‌نامه سیستانی» چهارشنبه (30 مردادماه) از ساعت 17 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، شماره دو برپا خواهد شد و ورود برای همگان آزاد است.



برچسب‌ها: واژه نامه سگزی, نقد, جواد محمدی خمک, سرای اهل قلم, زبان سگزی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ توسط زارایا |


پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی عرضه می کند: جلد نخست از کتاب «خنج؛ فرهنگ گویشی سیستان» به قلم جواد شهنازی انتشار یافت.


سرای فرهنگ و هنر سیستان مفتخر است خبر انتشار جلد نخست از مجموعه شش جلدی کتاب «خنج؛ فرهنگ گویشی سیستان» نوشته جواد شهنازی را به اطلاع کلیه علاقه مندان به زبان مردم سیستان برساند. لازم به ذکر است این جلد به واژه ها و ترکیب های سیستانی از حروف الف تا جیم اختصاص می یابد.





برچسب‌ها: جواد شهنازی, خنج, فرهنگ گویشی سیستان, خرید کتاب, واژه های سیستانی
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ توسط زارایا |


پایگاه رسمی نشر دریافت اخیراً در یک جستار مستقل، اقدام به ارائه توضیحاتی چند پیرامون آخرین تألیفات سیستان شناختی استاد غلامرضا عمرانی، پدر زبانشناسی مدرن سیستان، نموده است. در این جستار همچنین برای نخستین بار فایل مربوط به فهرست و پیشگفتار هر کتاب جهت دانلود قرار داده شده است. آنچه در زیر می خوانید عین مطالبی است که در پایگاه مزبور نشر یافته اند: 


مجموعه سیستان:

اين چهار جلد كتابِ بي‌مانند از مجموعه‌ي سيستان، كاري سترگ و ارزنده است از استاد غلام‌رضا عمراني كه به‌حق در گستره‌ي علوم انساني مي‌توان نام دانشمند را برازنده‌ي ايشان دانست. اين پژوهشگر نوآفرين و بي‌مدعا، حق بسياري به گردن همه‌ي ما دارد! ايشان در دگرگوني‌هاي بنيادين و به‌روزكردن و پربارنمودن مطالب كتاب‌هاي درسي از سال اول ابتدايي تا پايان دوره‌ي دبيرستان و پيش‌دانشگاهي نقش به‌سزايي داشته‌اند و حتي در دانشگاه‌ها نيز فرزندان ايران را به حال خود رها نكرده‌اند و با تلاش در تأليف كتاب ادبيات عمومي (نشر چشمه) يكي از بهترين مجموعه‌هاي گزينش و آموزش ادبي را پديد آورده‌اند و شايد پس از طي اين راه دور و دراز بود كه سرانجام اين فرصت فراهم شد كه به‌سراغ كودكي‌هاي خود بروند و همراه آن فرزند كنجكاو و تيزهوش كوچه‌پس‌كوچه‌هاي تفتيده‌ي زابل، زبان مادري را دوباره زمزمه كرده، در آن تنفسي دوباره كنند؛ بازبجويندش، ژرف بكاوندش و نكته‌ها و شگفتي‌هايي بسيار در آن بيابند؛ و اين مجموعه دست‌آورد اين سفر احساسي- عالمانه است كه افتخار نشر آن به ما رسيده‌است. گفتني‌ست كه جلد دوم اين مجموعه در تابستان 1389 به‌عنوان كتاب شايسته‌ي تقدير در هجدهمين جشنواره‌ي كتاب فصل برگزيده‌شد.


فهرست / پیشگفتار


فهرست / پیشگفتار


 

توجه: علاقه مندان به تألیفات استاد عمرانی در این خصوص می توانند در زاهدان از طریق ارتباط با شماره تلفن 09155410153 و در تهران با رجوع به روبه‌روي دانشگاه تهران، انتشارات طهوری (تلفن 66406330 و 66480018) نسبت به تهیه کتب مربوطه اقدام ورزند.


برچسب‌ها: مجموعه سیستان, غلامرضا عمرانی, نشر دریافت, خرید کتاب, آسوکه
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ توسط زارایا |



 این مقاله در پایگاه انسانشناسی و فرهنگ و همچنین پایگاه خبری تحلیلی عصر هامون نیز انتشار یافته است.


حامد صوفی


در بحث از تدوین رسم الخط سیستانی، در نخستین گام به ضرورت برگزینش یک الفبای نوشتاری کارآمد و در تناسب با روح زبان سیستانی بر می خوریم. در این بین زبان های نوشتاری لاتین و عربی، دو منبع الهام بزرگ و از گزینه های اصلی مورد توجه برای نوشتار سیستانی خواهند بود، چه آنکه اکثریت مخاطبین این زبان از آشنایی و تسلط نسبی نسبت به هر دوی الفبای لاتین و عربی برخوردار می باشند.

با احتساب ریشه های تاریخی زبان سیستانی و تعلق آن به خانواده زبانهای هندواروپایی، پر بیراه نخواهد بود اگر در نگاه نخست، نوشتار لاتین را مورد توجه واقع دهیم، چه آنکه بر خلاف زبان عربی که به خانواده زبانهای سامی تعلق دارد، زبان لاتین همبستگی تاریخی و قرابت خانوادگی بیشتری را با زبان سیستانی نشان می دهد. مضاف بر این، امکانات نوشتاری الفبای لاتین برای نمایش انواع مصوت های گریزپای زبان سیستانی، بهینه تر و توانمندتر خواهد بود.

در دسترس نبودن نوشتارهای کهن به زبان سیستانی، خطر گسست تاریخی را با سابقه مکتوب این زبان (به واسطه برگزینش الفبای لاتین) مطرح نمی سازد (مسئله حائز اهمیتی که همینک برای زبانهای دارای سابقه نوشتاری کهن - همانند فارسی، تاجیکی، ترکی، ترکمنی و کردی - مطرح می باشد). دیگر آنکه مجهز بودن غالب وسایل ارتباط جمعی به الفبای لاتین، امتیازی دیگر برای برگزینش چنین نوشتاری خواهد بود.


با این حال، دلایل متعددی در میان است که انتخاب الفبای عربی را بر الفبای لاتین برای زبان سیستانی مقدم می سازد:

-    غالب سیستانیان (همانند دیگر ایرانیان) آشنایی بیشتری با الفبای عربی دارند و الفبای لاتین در بهترین حالت خود، برای نسل های جوان تر قابل رقابت با الفبای عربی خواهد بود.

-    بر اساس سیستم آموزشی ایران، آشنایی دانش آموزان با الفبای عربی بسیار سریع تر از الفبای لاتین رخ می دهد؛ این امر به معنی نفوذ گسترده تر و فوت وقت کمتر در فراگیری رسم الخط سیستانی مأخوذ از الفبای عربی خواهد بود.

-    بخش عمده ای از واژگان سیستانی تنها صورت دگرگون شده ای از واژگان فارسی و عربی می باشند، این گزاره بدین معنی است که سرعت خوانش این واژگان در رسم الخط سیستانی مأخوذ از الفبای عربی بالاتر خواهد بود. این مسئله به خصوص در کتابت متون طولانی، از حیث اهمیت دو چندان برخوردار می شود و در این خصوص، رسم الخط واجد سرعت خوانش بالاتر، ارجحیت و تقدم بیشتری می یابد.

-    سابقه کتابت به نوشتار سیستانی اگرچه تنها به کمتر از سه دهه قبل باز می گردد، با این وجود نگاه اجمالی به همین موارد مکتوب نیز بیانگر تمایل بیشتر نویسندگان سیستانی به رسم الخطی مأخوذ از الفبای عربی می باشد.

-    تجربه موفق دیگر اقوام ایرانی در به کارگیری رسم الخطی مأخوذ از الفبای عربی، در امر تدوین رسم الخط سیستانی نیز الهام بخش می باشد. در این میان می توان به رسم الخط های کاربردی اردو، بلوچی، کردی و گیلکی اشاره داشت.

-    با اندکی اصلاحات در نظام نوشتاری عربی می توان مسئله بغرض نمایش مصوت های سیستانی (بالأخص مصوت های کشیده و واو و یای مجهول) را تا حدودی بر طرف ساخت.
 
-    باید متذکر شد که نوشتار عربی در اصل به نوشتار آرامی برمی گردد که پیش از نفوذ اعراب به ایران و در عهد هخامنشیان مورد کاربرد بوده است. مداقه در این امر، پیشینه بسیار کهن تر کاربرد چنین نوشتاری را در میان ایرانیان نشان می دهد.


با احتساب مجموع آنچه گفته شد می توان به یک دورنما و چشم انداز جدید در تدوین رسم الخط سیستانی دست یافت: در کوتاه مدت، رسم الخطی مأخوذ از الفبای عربی توجیه بیشتری در این جهت می یاید؛ با این حال در بلند مدت می توان به رسم الخطی مأخوذ از الفبای لاتین نیز چشم داشت.



منابع و مآخذ:

-    برجسته دلفروز، بهروز. واژه نامه ریشه شناسانه و تطبیقی گویش سیستانی. پایان نامه فوق لیسانس. دانشگاه شیراز، ۱۳۷۲.

-    ایوبیان، عبیدالله. فرهنگ کردی. نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان. دوره اول، سال 1343، شماره 1.

-    بیانی، مهدی. نظری به تکامل خط اردو. نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. سال پنجم، مهر و دی 1336، شماره 1 و 2.

-    پروفسور نظام کالج،سید محمد علی. گلچینی از دیرینه ها: خط لاتین برای فارسی؛ خطابه آقا سید محمدعلی پروفسور نظام کالج. نامه فرهنگستان، پاییز 1387، شماره 39.

-    محمدی خمک، جواد. واژه نامه سکزی. تهران. سروش، ۱۳۷۹.

-    یاری، سیاوش. سیر تحول خط در ایران. رشد، آموزش تاریخ. بهار 1383، شماره 14.






برچسب‌ها: بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی, زبان سیستانی, رسم الخط سیستانی, حامد صوفی, نوشتار سیستانی
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ توسط زارایا |

«مردم‌شناسی سیستان» عنوان اثر ارزشمند سیستان پژوه، محمداعظم سیستانی می باشد که چاپ نخست آن به سال 1990 در کابل و چاپ دوم به همراه تجدیدنظر و اضافات به سال 2011 در گوتنبرگ طبع و انتشار یافته است.



این کتاب جامع در هفت فصل با عناوین «مردم سیستان (جامعه شناسی تاریخی)»، «ویژگی های حیات روستایی در سیستان»، «آداب و رسوم مردم سیستان»، «باورها و اعتقادات مردم سیستان»، «برخی واژگان، اصطلاحات کشاورزی و ضرب المثل های سیستان»، «ترانه ها و سرودهای عامیانه سیستان» و «افسانه های مردم سیستان»، تدوین شده و از حیث موضوعیت، با اثر ارزشمند سیستان پژوه غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی با عنوان «کندو، فرهنگ مردم سیستان» برابری می نماید.


مؤلف در مقدمه کتاب نسبت به دلایل تجدید چاپ این کتاب چنین توضیح می دهد:

باید متذکر شد چاپ اول این کتاب پس از طبع در سال 1992 به استثنای 200 نسخه که در یک سمینار توزیع شده بود، بقیه همگی در شعله های آتش راکت پراکنی های مجاهدین بر یکدیگر ... سوخت و زحمات مؤلف در تهیه آن به هدر رفت. اینک بعد از 20 سال در دیار غربت فرصت میسر شد تا به دوباره نویسی و اصلاح و تکمیل آن بپردازم.


آنچه در پیش رو دارید نسخه کامل کتاب مردم شناسی سیستان (چاپ دوم) می باشد که از پایگاه افغان-جرمن آنلاین گرداوری شده و در اختیار خوانندگان بولتن تحلیلی سیستانیان قرار گرفته است. 


جهت دانلود کتاب مردم شناسی سیستان اینجا را کلیک کنید.


+ عکس برگرفته از پایگاه افغان-جرمن آنلاین



برچسب‌ها: دانلود, مردم شناسی سیستان, محمد اعظم سیستانی, جامعه شناسی تاریخی سیستان, زندگی روستایی سیستان
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ توسط زارایا |


«واژه نامه سیستانی» تنظیم شده توسط زنده یاد سیاوش پرواز از نخستین فرهنگ های لغت مدون سیستانی و از جمله جریان ساز ترین تلاش های انجام شده در خصوص حفظ و صیانت از زبان سیستانی می باشد. 



این واژه نامه در سال 1359 و در سری سلسله مقالات موردی در مجله هدهد انتشار می یافت؛ آنچه در پیش رو دارید، فایل تدوین شده از واژه نامه سیستانی از حروف الف تا ت را تشکیل می دهد که از پایگاه مجلات تخصصی گرداوری شده و همینک در اختیار خوانندگان بولتن تحلیلی سیستانیان قرار گرفته است. 


جهت دانلود واژه نامه سیستانی اینجا را کلیک کنید.


+ عکس برگرفته از وبگاه حوزه هنری سیستان و بلوچستان. 



برچسب‌ها: دانلود, واژه نامه سیستانی, سیاوش پرواز, مجله هدهد, واژگان سیستانی
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ توسط زارایا |


«بنیاد تدوین رسم‌الخط سیستانی» با هدف تلاش سیستماتیک به منظور تدوین، نشر و گسترش رسم‌الخط واحد برای زبان سیستانی (لبظ سیستونی) فعالیت خود را آغاز نمود. 


در بیانیه این بنیاد می خوانیم:

در بحث از نامیرایی زبانها، نگاه ویژه غالب ادباء و زبانشناسان بر وجود ادبیات خلّاق و خط مستقل برای هر زبانی متمرکز می باشد. عدم وفاق نظر بر سر کاربرد یک رسم‌الخط کارا و واحد برای زبان سیستانی، ادبیات نوپا و کم جان سیستان را با چالش متعددی رو به رو ساخته و سدی عظیم بر سر راه نفوذ بر توده های عامی پی افکنده است.

بنیاد تدوین رسم‌الخط سیستانی با هدف تدوین، نشر و گسترش یک رسم‌الخط واحد برای زبان سیستانی و در جهت ابقای میراث مکتوب سیستان ، فعالیت خود را آغاز نموده است؛ بی گمان دستیازی به این مهم میسر نخواهد شد مگر به پشتوانه علمی فعالان سیستان پژوه و همراهی جوانان فرهنگ مدار سیستان.


آدرس پایگاه اینترنتی بنیاد: http://www.labz.ir 


منبع: پایگاه خبری ندای هیرمند


برچسب‌ها: بنیاد تدوین رسم‌الخط سیستانی, میراث مکتوب سیستان, لبظ سیستونی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ توسط زارایا |



«زاریا؛ سرای فرهنگ و هنر سیستان» اقدام به راه اندازی شاخه انتشاراتی خود با عنوان «نشر الکترونیک سیستانیان» می نماید.





با گسترش اقبال عامه سیستانیان نسبت به واکاوی و کنکاش بافت فرهنگی، هنری و ادبی سیستان، نیاز روزافزون نسبت به راه اندازی یک مرجع انتشاراتی در جهت طبع و نشر مکتوبات و تألیفات سودمند سیستان پژوهان احساس می گردد؛ چه آنکه همینک بسیاری از نوشتارها و مقالات مطبوعه در این خصوص در هزار توی پر پیچ و خم فضای مجازی گرفتار آمده و از استقبالی که شایسته و بایسته آن بوده اند، محروم مانده اند.

نظر به ضرورت وجودی مرجع انتشاراتی جامع در این خصوص، سرای فرهنگ و هنر سیستان (بولتن تحلیلی سیستانیان) از شاخه انتشاراتی خود با عنوان «نشر االکترونیک سیستانیان» رونمایی می نماید.

بدینوسیله از کلیه اصحاب قلم و سیستان پژوهان درخواست می گردد مقالات و نوشتارهای مدنظر خود را جهت انتشار، به پست الکترونیک انتشارات به آدرس scythrian@yahoo.com ارسال داشته و ما در جهت هر چه پر بار تر کردن این مرجع یاور باشند.

(+ در عنوان ایمیل ارسالی حتماً عبارت «همکاری با نشر الکترونیک سیستانیان» قید شود).



کتاب شماره یک:
نوشتاری در ستایش کتاب گویش سیستان
پیام سیستانی
ویرایش دوم: اردیبهشت 92


دانلود از اینجا یا اینجا


برچسب‌ها: نشر الکترونیک سیستانیان, شاخه انتشاراتی سرای فرهنگ و هنر سیستانیان, همکاری با نشر الکترونیک سیستانیان, نوشتاری در ستایش کتاب گویش سیستان, پیام سیستانی
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط زارایا |




You are going to women ? Do not forget the whip

Friedrich Nietzsche



وه سون عورتينه گو مئ رئ؟ غمچو خوا از اوش نكنی!

فردريش نيچه


برچسب‌ها: ترجمه های سیستانی, انگلیسی به سیستانی, لبظ سیستونی, فردریش نیچه, گفتاورد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط زارایا |

.




Everyone thinks of changing the world, but no one thinks of changing himself

Leo Tolstoy


منا خلق مخوائهء عالمه بتکونهء؛ نیه کسئ که خود خوا بتکونه.

لئو تولستوی


برچسب‌ها: ترجمه های سیستانی, انگلیسی به سیستانی, لبظ سیستونی, لئو تولستوی, گفتاورد
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط زارایا |

.
شعر: پیام سیستانی
عکس و رسم الخط: ح. ص

.


برچسب‌ها: هایکو, فوتو هایکو, زبان سیستانی, رسم الخط سیستانی, پیام سیستانی
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ توسط زارایا |


پوسیدیم

چون " توتن " * هامان

در اکتشاف نطفه ی سوشیانت ؛ **

وقتی که تشنه ترین خاک

هامون *** را در حجله اش فریفت ...


شعر از علی شهریاری / به وقت کبوتر / ص 31


* توتن : نوعی قایق کوچک محلی سیستان در دریاچه ی هامون که از نی ِ توتی ساخته می شود.

** سوشیانت : آخرین منجی در آیین زرتشتی که گویند نطفه اش در دریاچه ی هامون نگهداری می شود.

*** هامون : دریاچه ی هامون دریاچه ای مقدس در سیستان که زرتشتیان معتقدند نطفه ی آخرین منجی در آن نگهداری می شود.

**** گز : درختی مقاوم ، همیشه سبز و مقدس که در سیستان و مناطق کویری می روید .


برچسب‌ها: توتن, گز, سیستان, زابل, هامون, کوه خواجه, سوشیانت, آخرین منجی
+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ توسط يسنا |



سکزی کنونی یا «سیستانی» از یک سو بیشترین خویشاوندی واژگانی و دستوری را با گویش های موجود و گذشته خراسانی و فراتر از آن لهجه های مرده ماوراءالنهری و تاجیکی کنونی دارد و از سوی دیگر واژه های مشترک بسیار، با بلوچی، که با توجه به پیوندهای تاریخی و پیوستگی های جغرافیایی و مهاجرت های قومی و خویشاوندی های طایفه ای، از دیرباز تاکنون، باید همین گونه باشد که هست. (محمدی خمک، جواد. واژه نامه سکزی. تهران: سروش، 1379، ص 11.)


آنچه در زیر می آید بخشی از واژگان مشترک سیستانی و بلوچ می باشد که به طور یکسان یا با اندکی تفاوت در صامت و مصوت های خود، در سرتاسر استان سیستان و بلوچستان به کار برده می شوند. این مجموعه که در راستای طرح ترمیم اتحاد سیستانیان و بلوچان (زابلوچ) صورت می پذیرد، پاسخی خواهد بود برای ذهن پرسشگر آن دست از افرادی که همجواری چندین و چند صد ساله اقوام سیستانی و بلوچ را نادیده انگاشته سعی در تعمیق شکاف فرهنگی میان سیستانیان و بلوچان دارند. از این رو از کلیه گویشوران سیستانی و بلوچ درخواست داریم عطف به اهمیت این موضوع، نسبت به اصلاح اشکالات احتمالی در این مجموعه اقدام ورزیده و ما را در هر چه پربار تر کردن این مجموعه یاری گر باشند.

(sis: سیستانی / bal: بلوچی)

سبیل (sis: barot / bal: barut) 

گرد و خاک (sis: palg / bal: polg) 

مو، پشم (sis: patk / bal: potak) 

خیمه (sis: pa’lAs / bal: palAs) 

کامل (sis: purra / bal: pura) 

بوسه (sis: pakk / bal: pakko) 

زخم (tapp)

انگشت (sis: chongol / bal: changol) 

دیگر (sis: dga / bal: dege) 

زیادی (sis : ziati / bal: ziAti)

متوجه (sis: sarpe / bal: sarpad)  

عقرب (sis: qa’zum / bal: zum)

دیوار (sis: de’vAl / bal: divAl)

دزد (sis: duzz / bal: dozz)

گردش (sis: chaqal / bal: chakar)

کتری (sis: chA josh / bal: cha josh)

بگذار (sis: bell / bal: behel)

فردا (sis: sa’bA / bal: sabAh)

 کفش (kowsh)

طویله (sis: gAsh / bal: gowash)

سبک مغز (ganok)

خاک رس (mall)

پناه دادن (mayAr)

مسجد (majjed)

چین و چروک (sis: krenj / bal: gerenchag)



برچسب‌ها: زابلوچ, واژه نامه زابلوچ, سیستان و بلوچستان, واژگان مشترک سیستانی و بلوچ, واژگان بلوچی, واژگان سیستانی
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ توسط زارایا |


بخش دوم گفتگو با غلامرضا عمرانی؛ مؤلف مجموعه‌ی کتب «گویش سیستان»


6. بی گمان تأثیر مجموعه کتب گویش سیستان در ضبط و ماندگاری علمی گویش سیستانیان بر کسی پوشیده نخواهد بود؛ با این حال تا چه اندازه به نفوذ و گسترش کتب خود در میان توده عامی و غیر زبانشناس سیستانی (که به حق میراث داران گویش سیستان می باشند) بذل توجه نشان داده اید؟

6- شما هم مثل بسياري از آدم‌هاي فهيم اين روزگار مي‌دانيد كه هر پديده‌ي واجد ارزش بايد با ابزارهاي علمي بررسي و سنجيده شود و باز هم مي‌دانيد كه در گويش سيستان و اصولا ساير رشته‌هاي علمي، دربست، بي‌ترديد ما كم‌تر از توان، ظرفيت و شايستگي و بايستگي خودمان كار علمي كرده‌ايم.

اين نقص حتما بايد روزي جبران شود؛ كم‌كاري ما صدمه‌اي جبران‌ناپذير بر پيكر فرهنگمان خواهدزد؛ منظورم تمام ايران است؛ در اين موضوع حتي زبان پارسي رسمي هم با اين پيشينه‌ي شريف و درازدامن، پژوهش‌هاي زبان‌شناسانه‌ي درخور كم دارد؛ چه رسد به گويش منطقه‌ي دورافتاده‌اي مثل سيستان. اخيرا به همت دوستان پژوهشگر جوانمان كارهاي ارزنده‌اي توليد شده يا در دست توليد است كه به آن‌ها سخت اميد بسته‌ام.

دغدغه‌ي شما را هم هميشه مي‌دانسته‌ام و مي‌دانم؛ شما مي‌گوييد توده‌ي مردم، يعني صاحبان آن ثروت ملي نمي‌توانند از بررسي‌هاي علمي مستقيما استفاده كنند و وقتي صاحب‌خانه نتواند، پس ما داريم براي كه مي‌نويسيم؟ نگراني به‌جايي است؛ اما حرف من اين است كه براي آن طبقه‌ي موردنظر كاركرد علمي گويش مطرح نيست و نبايد هم مطرح باشد؛ چون به كارش نمي‌آيد؛ براي او استفاده‌ي ابزاري از زبان به‌عنوان وسيله‌ي تبادل اطلاعات و افكار اهميت دارد؛ حق هم همين است؛ اما همين آدم دارد كساني را در خانه‌ي خودش پرورش مي‌دهد كه صاحبان بعدي اين گويشند؛ يعني فرزندانش. فرزندان امروز هم به حكم اجبار در نظام آموزشي ايران دارند زبان‌شناسي مقدماتي را در دوره‌ي متوسطه مي‌خوانند و به اندازه‌اي كه بتوانند بر چنين كتاب‌هايي اشراف پيداكنند، مي‌آموزند. پس مي‌توان اين نگراني را در ده‌ سال آينده- اگر گويشور سيستاني‌اي بماند؛ كه با آهنگ تندي داريم شهري (!) مي‌شويم- كاملا حل‌شده دانست.

در ادامه‌ي اين سؤال يادآوري كنم كه شما روزي روزگاري به من پيش‌نهاد تهيه‌ي خلاصه‌اي از اين مجموعه را در حدّ دو واحد درسي دانشگاهي داديد؛ به خاطر داريد؟ و به خاطر داريد كه من چه پاسخي دادم؟ يادم مي‌آيد گفتم هيچ نويسنده‌ي كتابي خودش نمي‌تواند كتابش را به‌نحو مطلوب خلاصه كند؛ چون در اين كه كدام بخش را حذف كند و كدام را لاغر نمايد، نمي‌تواند به‌درستي تصميم بگيرد؛ يعني دست و دلش مي‌لرزد؛ اگر به نظر او فلان مطلب مهم نبوده، اصلا در كتاب نمي‌آورده است. حالا توصيه‌اي به خود شما بكنم؛ هر دوي اين كارها از خود شما ساخته است؛ يكم فراهم آوردن خلاصه‌اي از اين كتاب براي مقاصد دانشگاهي- اگر... اگر ... باز هم اگر...؛ ولي كو فهم ضرورت و كو درد چنين كارها- دوم ساده سازي كتاب به قصد استفاده‌ي عموم كه باز هم من، خودم توانايي آن را ندارم. البته توانايي يك سر قضيه است و وقت هم مشكل ديگر؛ حكايت سعدي را يادت هست كه شبي در جزيره‌ي كيش، بازرگاني او را به حجره‌ي خويش ... و الخ؟


7. در جای جای مجموعه کتب گویش سیستان، اشارات متعدد به تاریخ، جامعه شناسی و مردم شناسی سیستان داشته اید؛ آیا در جهت بسط و نشر این مطالب در قالب یک نوشتار مستقل نیز اقدامی انجام داده اید؟

7- حقيقتش از خدا كه پنهان نيست؛ از شما چه پنهان؛ اين اشارات فقط تلنگرهايي است براي بيدار كردن ذهن بعضي‌ها؛ يعني به زبان ساده‌تر بگويم دارم آزموني از حساسيت‌ها، علايق و ... مي‌گيرم و در اين مجموعه‌ي حاضر، آن‌ها را در معرض افكار علاقه‌مند قرار مي‌دهم؛ يعني باز هم خودماني‌تر بگويم؛ دارم زير بيني بعضي‌ها مي‌گيرم تا بر خودم روشن شود كه هيچ بويي به مشامشان مي‌رسد. اين مرحله كه بگذرد، درصورت زنده‌بودن، بععععععله؛ براي آن‌ها، يعني براي هر كدامشان برنامه دارم؛ باز هم داستان شبي در جزيره‌ي كيش را بخوان.
ولي خودمانيم؛ تا همين جاش هم خيلي نتيجه گرفته‌ام؛ همين كه دست كم يك نفر مثل تو اين‌ها را ديده و جدي گرفته، مرا به نتايج آزمون اميدوار مي‌كند؛ باوجود اين دلم مي‌خواهد بدانم كدام بخش‌ها بيشتر به نظر مي‌آيند و برجسته‌تر ديده مي‌شوند.
راستي؛ قول داده‌بودي در اين مورد با من همراهي كني!


8. مجموعه کتب گویش سیستان از حیث وفور لغات و عبارات ریشه دار سیستانی بسیار قابل اتکاء می باشد؛ این مسئله که کتب شما منبع مغنی برای ادیبان و پژوهشگران حوزه ادبیات سیستان لحاظ گردد، تا چه اندازه مورد توجه شما بوده است؟

8- زبان و گويش فقط واژه نيست؛ واژه جاي اندكي دارد؛ چون معمولا ما زبان‌ها و گويش‌ها را با كتاب‌هاي لغت آن‌ها درنظر مي‌گيريم، تصور مي‌كنيم كه واژه بايد موضوع مهمي باشد؛ اما همين قدر بگويم كه واژه جز در متن- اشتتباه نشود، گفتم در متن، نه در جمله‌ها و نه حتي در آزادجمله‌ها- ارزش ندارد؛ اساس بررسي و شناخت زبان متن است و ويژگي‌هاي آن كه واژه هم بخش كوچكي از آن است؛ بنابر اين من اگرچه به اين بخش از پژوهش نظر دارم، آن را اصل و اساس تلقي نمي‌كنم؛ اين يكي هم مي‌تواند در همان چارچوبي كه شما گفتيد، بگنجد؛ اما در پاسخ پرسش شما گمان مي‌كنم اين بريده از مقدمه‌ي جلد چهارم گويش سيستان كافي باشد كه نوشته‌ام:

4-0-15- هركه ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال
و ... اما از ديد من، اين كتاب هرگز پايان نمي‌يابد و اگر هنوز بيم ملال نبود- كه مي‌دانم برخي را مي‌ترساند- يكي دو بار ديگر تار و پود آن را از هم مي‌گسستم و از نو مي‌بافتم. حتي اگر مي‌توانستم، از نو مي‌رشتم و آن گاه مي‌بافتم. آخر، هنوز بر آنم كه دقيقا يك عمر مي‌توان سخن از زلف يار گفت؛ بنابراين به مباحثي كه مي‌بايست پرداخته مي‌شد ؛ اما به چندين دليل جزئي(!) ناگفته باقي ماند، اشاره مي‌كنم و مي‌گذرم:
مقايسه‌ي فعل‌هاي گويش سيستان با گويش‌هاي ديگر ايراني ازقبيل بيرجندي، مشهدي، گرگاني، قايني، تربتي، كرماني، اصفهاني، ... ؛
بررسي نظام فعلي گويش سيستان از ديدگاه ميزان طبيعي بودن براساس نظريه‌ي صرف طبيعي؛
بررسي روابط تصويري (iconic) يا نموداري (diagrmmatic) در ساختمان فعل‌هاي گويش سيستان و مقايسه‌ي آن با فعل در زبان پارسي رسمي؛
بررسي ميزان شفافيت (trasparency) و تيرگي (opacity)معنايي فعل‌ها در گويش سيستان و مقايسه‌ي آن با فعل در زبان پارسي رسمي؛
بررسي ميزان تداعي واژگاني فعل باتوجه به ميزان معاني ارجاعي و صريح هريك در برابر دامنه‌ي گسترده‌ي معاني هم‌خوان در زنجيره‌ي تداعي‌ها و چگونگي گزينش نزديك‌ترين معنا يا معناي صريح به‌‌وسيله‌ي گويشور؛
بررسي ميزان بسامد وقوع فعل و واژه‌هاي هم‌خوان آن در گفتار عادي يا بيان داستان و افسانه؛
بررسي ميزان و چگونگي فراخوان واژه‌هاي مرتبطي كه در حوزه‌ي نحو يك فعل (از لحاظ روابط دستوري حاكم بر جمله يا ظرفيت فعل) انجام مي‌شود تا از تجمع آن‌ها جمله پديد آيد.

خب؛ ملاحظه فرموديد؟ اين بخشي از پيش‌بيني من براي كار علمي دانشگاهي در حد رساله‌ي دكتري زبان‌شناسي در گويش سيستان است و آن هم فقط در جلد چهارم.
خودتان مي‌توانيد اولا جلدهاي ديگر را هم به آن بيفزاييد و ثانيا موضوعاتي را كه فراوان مي‌شود استخراج كرد، به اين فهرست بيفزاييد.


9. گویش سیستان از جهت آنکه هماره از گویشوران پایتخت های سیاسی ایران به دور بوده است، بسیاری از خصوصیات پارسی کهن را در خود حفظ کرده است؛ تا چه اندازه به برقراری تعامل میان فرهنگستان زبان فارسی و پژوهشگران گویش سیستان در جهت مدرنیزاسیون زبان فارسی و استخراج واژگان ریشه دار به جای واژگاه مصنوعی چشم دارید؟

9- هِچ! مطلقا هِچ!
ما آزموده‌ايم در اين شهر بخت خويش!
به قول ما مردم az go:r čeze m-nâli ke az xo:na tra nâ-šo: m-ba:re چرا توقع از فرهنگستان و ... ؟ در حالي كه خود استان ما را به رسميت نمي‌شناسد!
راستي، يواشكي بگويم؛ جات خالي بود در نمايشگاه هفته‌ي فرهنگي استان، فروردين امسال در مجموعه‌ي ميدان آزادي تهران كه حوزه‌ي هنري استان و اداره‌ي كل ارشاد اسلامي استان ترتيب داده‌بودند.
ميزان اميدواري را بايد در آن جا مي‌ديدي؛ اولا كتاب‌هاي مرا آن جا راه ندادند كه اين جا نمايشگاه كتاب نيست؛ هفته‌ي فرهنگي است؛ اما وقتي با حضور وزير ارشاد، كتاب‌هاي منتخب استان را پرده‌برداري كردند، در برابر پرسش من كه «پس كتاب‌هاي من- كه هم كتاب فصل شده و هم كتاب سال كو»؟ با پشت چشم نازك‌كردني از سر غمزه فرمودند كه ... اطلاعي ندارند!!!!!!!!!!
حالا اين در شرايطي است كه چند ماه قبلش ما را به هر ضرب و زوري بود، برده‌بودند زاهدان و فقط از يكي دو كتابمان، نه بيشتر- به بهانه‌ي كمبود جا- نمايشگاه ترتيب داده‌بودند.


10. زیباترین واژگان سیستانی از دید غلامرضا عمرانی؟

10- اگر ناگزيرم پاسخ بدهم، نام‌آواها و صوت‌ها


11. سخن واپسین شما برای نسل جوان سیستانی و مشتاق به فرهنگ مادری خود؟

11- آسوده بخوابيم كه ديگران بيدارند!



برچسب‌ها: گفتگو با غلامرضا عمرانی, غلامرضا عمرانی, کتاب گویش سیستان, گویش سیستانی, جامعه شناسی سیستان, مردم شناسی سیستان, ادبیات سیستان, فرهنگستان زبان فارسی, واژگان سیستانی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ توسط زارایا |


  این گفتگو در شاخه فرهنگ سیستان از پایگاه انسانشناسی و فرهنگ انتشار یافته است


[تصویر: Sistan%209%20Mehr%2091.jpg]



نخست بار در زمره‌ی مؤلفان کتب درسی زبان فارسی دوره‌ی متوسطه بود که نامش را می‌شنیدم؛ با این حال تا پیش از انتشار جلد نخست از مجموعه‌ی کتب «گویش سیستان» از اصالت سیستانی استاد خویش بی‌اطلاع بودم. غلامرضا عمرانی (زاده 1326 در زابل)، زبانشناس، مؤلف کتب درسی از دوره‌ی ابتدایی تا دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر حوزه‌ی گویش سیستان می‌باشد که افتخار آشنایی و شاگردی در محضر ایشان را از همان سال نخستین انتشار جلد اول از مجموعه‌ی کتب «گویش سیستان» (1387) داشته‌ام. استاد فروتن و اندیشه‌ورزی که تألیفات وی در حوزه‌ی گویش مردم سیستان را نه تنها بایستی نقطه‌ی اوج پژوهش‌های زبانشناسانه در این خصوص دانست، بلکه می‌توان از این تألیفات به عنوان یکی از عظیم‌ترین و دقیق‌ترین پژوهش‌های زبانشناسی در خصوص گویش اقوام در ابعاد بین‌الملل نیز یاد کرد. گفتنی است مجموعه‌ی کتب «گویش سیستان» که تاکنون چهار مجلد از آن انتشار یافته است، موفق به دریافت جایزه‌ی کتاب فصل کشور نیز شده است. مصاحبه‌ای که در پیش رو خواهید داشت، با تمرکز ویژه بر گویش مردم سیستان و تألیفات غلامرضا عمرانی در این مورد انجام شده است.



1. «گویش سیستانی»، عبارت مستعملی است که توسط زبانشناسان در جهت اطلاق به گویش مردم سیستان به کار گرفته می شود. این در حالیست که شما عنوان «گویش سیستان» را برای مجموعه کتب خود برگزیده اید؛ چگونه می شود که از دید غلامرضا عمرانی واژه اسمی «سیستان» در کارکرد صفت مورد استفاده قرار می گیرد و آیا این مسئله نشان از یک تلاش مضاعف در جهت هویت بخشی به گویش مردم سیستان دارد؟

ذهن پوياي جناب صوفي براي طرح پرسش‌هاي كارآ و درخور توجه شايسته‌ي تمجيد است؛ هر كسي نمي‌تواند تا اين حد خوب بپرسد؛ گفته‌اند كه خوب سؤال كردن نيمي از علم است؛ كسي كه در يك حوزه‌ي خاص دانش سرشاري ندارد، طبيعي است كه نتواند خوب سؤال طرح كند.
اين نكته را از آن جهت گفتم كه ارزش كار ايشان مورد توجه قرار گيرد.

و اما بپردازيم در حدّ بضاعت به پاسخ پرسش‌هاي خوب ايشان:

1- نمي‌خواهم پاسخ پرسش نخستين را طولاني كنم؛ در پاسخ به شما و تعداد نسبتا قابل توجهي از دوستان و آشنايان- كه پيش از شما همين موضوع را مطرح كرده‌اند- فقط به دو نكته اشاره مي‌كنم:
1-1- تا نه تصور شود كه اين گزينش اتفاقي بوده است و بعد هم ... اي ؛ ادامه يافته است؛ نه؛ كاملا ارادي و حساب‌شده بوده است.
1-2- آن كه تفاوت از زمين تا آسمانِ «حافظ شيرازي» و «حافظ شيراز» را درك مي‌كند، در باب اين انتخاب مي‌تواند نظر بدهد.

بخش دوم اين پرسش ما را به جايي مي‌برد كه دوست ندارم وارد آن شوم؛ اما پاسخ آن را روزي، پيش از آن كه اين پرسش در ذهن بسياري شكل گيرد، داده‌ام؛ مي‌فرماييد كجا؟
اين جا :
3-0-2- در مقدمه‌ي جلد سوم، با اين پرسش:
«چرا اين همه وكّ سيستان را مي‌زنم»؟
كه بخش‌هايي از آن پاسخ براي اين پرسش مقدر را در اين جا ذكر مي‌كنم:

...

ابتدا بگويم كه به قول استاد بزرگوار، دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن «براي آن كه بتوان كشوري را دوست داشت و به آبادي و اعتلاي آن كوشيد، بايد نخست آن را شناخت». سخن شفاف است و روشن و سرراست و بي اما و اگر.

اگر قرار است اين سرزمين را، ايران را بايد دوست داشت، بايد پاره‌پاره‌ي آن را از نو شناخت؛ با نگاهي دقيق و ابزاري علمي و پيش‌رفته.

بارها گفته‌ام كه آدمي در هر دوره از حيات خويش صاحب جغرافيايي خاص است؛ تا كودك است، عرض و طول جغرافيايي چشم‌اندازش چارسوي خانه است و آن گاه كه از آب و گل كودكي برآمد، تا كوچه و خيابان و محله مي‌كشد و روزگاري برنمي‌آيد كه «هم‌شهري» مي‌شود. در اين جا بسياري از مردم توقف مي‌كنند؛ گويي تمام توش و توانشان براي پريدن همين بوده‌است و بس؛ اما اگر كسي بتواند ابعاد و اضلاع چشم‌اندازش را آن قدر وسعت بخشد كه «هم‌وطن» گردد، بايد كاري درخور وطن كرده‌باشد. معدود كساني هم در تمام جهان يافت مي‌شوند كه جغرافياي «بودن» خود را تا مرزهاي جهان مي‌گسترند.

هر يك از اين مراحل را بايسته‌هايي است كه بي آن نمي‌توان مرز را درنورديد و گذشت. كم‌ترين بايسته‌هاي «هم‌وطني» آن است كه وطن را بشناسي و اگر توفيق داشته‌باشي، درخورد معرفتت بدان، گوشه‌اي از آن را بشناساني. وطن- يعني آن چيزي كه مي‌توان بدان افتخار كرد- برآمده از همين شناخت‌ها و شناساندن‌هاست. گوهري گران‌مايه در كف طفلي بي‌تميز ارزش ندارد؛ بسا كه روز گرسنگي، آن را به تايي نان تاخت زند و روز سرمستي به لذتي عاجل؛ و خوش‌حال نيز باشد؛ اما قدرشناختن از «شناختنِ قدر» مايه مي‌گيرد و آن كه چيزي را- آن چنان كه بايد- مي‌شناسد، قدرشناس آن خواهد شد.

پس سخن را از خاك و آب و سنگ و كلوخ برتر و فراتر بكشانيم و بپذيريم كه مرزهاي فرهنگي يك سرزمين شايد ارزنده‌تر از مرزهاي آبي و خاكي آن باشد كه البته آن يك نيز، در وقت خود، ارزشمند است و شايسته‌ي پاس‌داشت؛ اما همه، تنها همين نيست؛ كه اگر بدين بسنده شود، تنگ‌چشمي مي‌آورد و آن كه ابزار سنجشش در همين حد رشد كرده و فقط «جا» را بشناسد، آن «جا» را براي ديگران تنگ مي‌گيرد تا خود به ‌فراخي برسد.

صحبت شيفتگي و سرسپردگي مطلق به نوع خاصي از رنگ و تيره و گونه نيز درميان نيست كه «خلق، همه، يك‌سره نهال خدايند» و از اين رو دوست‌داشتني و شايان تكريم از جنبه‌ي خليفه‌اللهي. اين قدر هست كه هركسي حوزه‌‌ي ويژه‌اي از اين كلّ وابسته به هم را اندكي بيشتر از حوزه‌ي ديگر مي‌شناسد و همين شناخت او را به شناساندن ملزم مي‌سازد. نگارنده اين گويش را از آن رو براي شرح و تفسير برمي‌گزيند كه تصور مي‌كند آن را اندكي بيش از گويش كلاردشت يا بزمان و قصران و خوراسگان و آق‌قلعه مي‌شناسد و از سوي ديگر بر اين باور است كه همه‌ي زبان‌ها و گويش‌ها از نظر اهميت، برابرند و هيچ گويش و زباني بر هيچ گويش و زباني برتري علمي ندارد و شناخت دستگاه زباني هر قوم و قبيله‌اي در جهان، ابزاري براي شناخت عظمت دستگاه آفرينش است؛ اما دانستن اين كه بر اين زبان و گويش در طول تاريخ چه رفته‌است يا از آن گويش ديگر، چه توليد و صادر شده است، جزئي از شناخت موجود ارزشمندي به نام وطن، يعني ايران است. زبان و گويشي كه در اين پهنه از جهان باليده، علاوه بر جنبه‌ي رمزينگي مشترك ميان همه‌ي زبان‌ها و گويش‌ها خوش‌بختانه توانسته است حامل بار فرهنگي بسيار عظيمي در طول تاريخ بشري باشد كه شناخت و شناساندن آن گنجينه جزئي از همان وظيفه است كه بر دوش ما نهاده‌اند و باز خوش‌بختانه اين گويش و اين سرزمين توانسته با پروراندن خيلي از نويسندگان و متفكران و سيلي از ميراث مكتوب بشري، بخش مهمي از وظيفه‌ي انساني خود را به نوع انسان هديه كند. افتخار اين يك نيز متعلق به همه‌ي مردم ايران است و اگر اثري نيز از اين ميان قابل آن باشد كه مرزهاي جغرافيايي سرزميني را درنوردد و «جهاني» نام گيرد، صدالبته كه ميراث كلّ بشريت است. يادآوري اين موضوع نيز بي‌مناسبت نيست كه آثار افتخارآفرين و انساني هميشه از نوع نوشته‌هاي روي سنگ و كاغذ و پاپيروس نيست؛ گاهي توليد يك فكر اساسي كه گرهي از زندگي بشر بگشايد يا راهي در دل تاريكي‌هاي كج‌انديشانه بنمايد، ممكن است با ده‌ها كتاب برابري كند.



2. در یک رویکرد جامعه شناختی زبان، کاربرد فراوان واکه های کشیده و هجاهای بلند در گویش مردم سیستان را به درازنای غم فزای تاریخ سیستان و افول سیستان کهن به وضعیت امروزی آن منتسب دانسته اید؛ با حفظ همین رویکرد در خصوص کاربرد فراوان «تشدید» در گویش سیستانیان چه دیدگاهی اتخاذ خواهید کرد؟

2- پاسخ اين پرسش را به‌اختصار داده‌ام، كجا؟
اين جا:
3-3-2-1-1- تشديد
...
ت: تشديد گاهي نقش عاطفي دارد:
و پاسخ مفصل‌تر آن را در چاپ دوم جلد 1- اگر موانع چاپ آن برطرف شود- خواهيم ديد.

اين قدر بگويم كه هر جا رنگ عاطفه، از هر نوع آن- تفاوتي نمي‌كند؛ خشم و مهر و قهر و كين و رحم و شفقت و نفرت- غلبه يافت، پاي تشديد به ميان مي‌آيد؛ مسلما هر كسي مي‌تواند تفاوت اين دو جمله را درك كند:

aga amey dinyâ ra b-ga:rdi, mesl e me va: di n-me-ni!
aga ammey dinyâ ra b-ga:rdi, mesl e me va: di n-me-ni!

يا در صوت‌ها:

babow→ babbow,



3. از منظر تبارشناسی واژگان، آیا می توان برای سه واژه «سیستانی وکّ (vakk)، فارسی واکه و انگلیسی voice»، تبار و ریشه مشترکی قائل شد؟

3- اين پرسش بسيار جزئي شد؛ اما مي‌توان آن را بخشي از يك كل بزرگ‌تر درنظر گرفت و گفت باتوجه به خانواده‌هاي زبان‌هاي جهان و اين كه فارسي و انگليسي از خانواده‌ي هندواروپايي‌اند و احتمالا داراي خاستگاه تمدني مشترك، و باز اين اصل مهم كه واژه‌هاي ابتدايي و اوليه‌ي زبان‌هاي هم‌خانواده يكي است، مي‌توان همين نتيجه را گرفت. البته واژه‌هاي فراواني هستند كه اين نظر را تأييد مي‌كنند.

مي‌دانيد كه در واژه‌نامه‌ي گويش سيستان كه شما از آن خوب اطلاع داريد، يكي از كارهايي كه، به خواست خدا، قرار است انجام بدهم، پيدا كردن همين سرنخ‌هاست. بخشي از اين كار را مي‌توانيد در جلد چهارم گويش سيستان، البته در اين مرحله فقط در فعل‌ها، ببينيد.



4. نظریه ساختگرایی، دیدگاه مسلط بر فضای مجموعه کتب گویش سیستان بوده است؛ با در نظر گرفتن انتقاداتی که بر رویکرد کلی این نظریه وارد شده است، آیا به کارگیری سایر نظریات و مکاتب زبانشناسی نیز در دستور کار شما بوده است؟

4- پاسخ اين پرسش را در فصل نخست جلد اول آورده‌ام؛ اما پيش از آن كه ارجاع بدهم، بهتر است اضافه كنم كه هيچ نظريه‌ي زباني‌اي در دنيا تاكنون ارائه نشده است كه بتواند كامل باشد يا بتواند تمامي زبان‌هاي بشري را پوشش دهد؛ اگر مي‌شنويم كه حتي چامسكي در ارائه‌ي نظرياتش گاهي تغييراتي را اعمال مي‌كند، يكي از دلايلش همين نارسايي نظريه‌هاست. سخن را كامل كنيد و بفرماييد كه بر همه‌ي نظريه‌هاي زبان‌شناسي انتقاداتي وارد است و به همين دليل است كه نمي‌توان به يك نظريه متكي بود. اصولا من سرسپردگي به نظريه‌اي خاص را جايز نمي‌دانم و اين موضوع را بارها تذكر داده‌ام و يك بار به‌تفصيل در مجله‌ي رشد آموزش زبان و ادبيات فارسي قيد كرده‌ام كه هيچ نظريه‌اي را دربست نمي‌پذيرم و سرسپرده‌ي صاحب نظريه‌اي نخواهم بود؛ تا آن جا كه بتوان از يك منظر علمي به زبان نگريست، نظريه‌هاي متفاوت، توانايي‌هاي متفاوت دارند. اين قدر هست كه ساخت‌گرايي كمك شاياني به اين بررسي كرده و من خود را تا حد بسيار زياد مديون آن مي‌دانم؛ اما برويم به سراغ فصل نخست از جلد اول اين مجموعه؛ در آن جا معرفي كرده‌ام كه كدام نظريه در كدام بخش توانايي و كارآيي بيشتري داشته و مورد استفاده‌ي اين بررسي قرار گرفته است:

... بهتر است در ابتداي كار نظريه‌هايي را كه بيشتر مورد استفاده‌ي اين پژوهش واقع شده، معرّفي نماييم.

◘ مهم‌ترين نظريه‌‌هاي زباني

مهم‌ترين نظريه‌‌هاي جهاني در‌باره‌‌ي زبان‌‌هاي بشر- به‌ترتيبي كه در اين كتاب مورد استفاده واقع شده- عبارتند از:

◘ الف: نظريه‌‌ي ساختاري/ ساخت‌گرايي
به توصيف زبان بر‌اساس روش زبان‌‌شناسي ساخت‌‌گرا «دستور زبان ساختاري» مي‌گويند. از ديدگاه دستور زبان ساختاري، به مجموع عناصر زبان و نيز روابط ميان آن‌ها «نظام» يا «ساخت» زبان مي‌گويند؛ درنتيجه دستور زبان به بررسي و مطالعه‌‌ي زبان از راه شناخت يا مطرح كردن روابط «جانشيني» و «هم‌نشيني» مي‌‌پردازد. در دستور زبان ساختاري به گروه‌بندي واحدهاي نحوي جمله و چگونگي تركيب واژه‌‌ها در گروه‌‌ها نيز توجه مي‌‌شود. در دستور ساختاري جمله‌‌هاي زبان به عناصر سازنده يا سازه‌‌هاي ريزتر تجزيه مي‌‌شود و در ارتباط با هم طبقه‌بندي مي‌‌گردد. بر اساس عقيده‌‌ي «فرديناند دو سوسور»، زبان، ساخته‌‌ي نقش تقابل‌‌هاي زباني است و اين تقابل‌‌ها برترين ويژگي واحد‌‌هاي يك زبان به‌شمار مي‌‌روند و شبكه‌‌ي منظمي از روابط را مي‌‌سازند كه علم زبان‌‌شناسي به بررسي اين شبكه‌‌ي منظم مي‌‌پردازد.

براساس اين نظريه «گفته‌ها و نگرش‌هاي انسان، ديگر پديده‌هايي منفرد و مجزا از هم تلقي نمي‌شوند؛ بلكه درچهارچوب كلّي شبكه‌اي از روابط مورد بررسي قرار مي‌گيرند؛ شبكه‌اي كه ساخت همه‌ي اين پديده‌ها را مشخص مي‌نمايد».

ازطرفي تقريبا تمام تقسيم‌بندي‌هايي كه از انواع كلمه در زبان‌ها شده، بر‌اساس زبان لاتين و يوناني است و به پيروي از اين روش سنّتي كلمه را هفت نوع دانسته‌‌اند: فعل،‌ اسم، ضمير، صفت، قيد، نقش‌‌نما، صوت.

اين تقسيم‌بندي هميشه نمي‌‌تواند ملاك مناسبي براي تعيين نوع قرار گيرد؛ زيرا واژه، تنها در كاربرد ارزش واقعي خود را پيدا مي‌‌كند؛ به‌همين دليل در دستور ساختاري، نوع واژه ازطريق تعريف سنّتي آن تعيين نمي‌شود؛ با‌توجه به كاربرد يا نقش تعيين مي‌‌شود؛ مثلا هر واحدي از زبان كه بتواند نقش بپذيرد و نهاد يا مفعول و متمم و... واقع شود، گروه اسمي است.
درست به همين دليل است كه در تمام اين كتاب، به‌ويژه در بخش واژگان آن مي‌بينيم كه در برابر برخي واژه‌ها گاهي دو و گاهي سه نوعِ دستوري آمده‌است؛ يعني واژه‌اي را يك بار اسم دانسته‌ايم، بار ديگر صفت و گاهي نيز مثلا قيد. تفاوت‌هاي اخير بر اساس اين نظريه است و بر آن است كه واژه بايد جايگاه خود را در متن يا جمله بيابد و آن گاه مشخص شود كه نوع دستوري آن چيست. ← اصول نظريه‌‌ي ساخت‌گرايي

◘ ب: نظريه‌‌ي زايا-‌ گشتاري:
«چامسكي»، زبان‌شناس معروف آمريكايي با استفاده از مفاهيم و روش‌‌هاي منطق و رياضيات جديد براي توصيف ساختمان زبان، نظامي به نام «زايا- گشتاري» ايجاد كرد. مفاهيم اصلي اين نظريه بر دو پايه‌‌ي زير استوار است:

اصل يكم: هر اهل زبان، مجموعه‌‌ي محدودي قاعده در ذهن خود اندوخته‌است كه به‌كمك آن‌‌ها مي‌‌تواند جمله‌‌هاي نامحدود زبان خود را بگويد و بفهمد و جمله‌‌هاي درست را از نادرست بازشناسد.

اصل دوّم: جملات زبان داراي دو نوع ساخت هستند؛ يكي ساخت سطحي يا روساخت و ديگري عمقي يا ژرف‌‌ساخت.

ژرف‌ساخت معنايي است در ذهن پيش از آن كه به صورت گفتار درآيد.
روساخت صورت كاربرديِ ژرف‌ساخت است.

ژرف‌ساخت مي‌‌تواند روساخت‌‌هاي متفاوت داشته باشد؛ مثل «βa me sey ko» يا «mna sey ko» كه دو روساخت متفاوت از يك «ژرف‌‌ساخت» هستند ولي از نظر دستوري با‌هم تفاوت دارند؛ يا مثال‌‌هاي زير، كه روساخت‌‌هاي مختلف يك ژرف‌‌ساختند:
mna morak me:na = mna xnakki me:na = me xnakki mxâro

◘ پ: نظريه‌‌ي مقوله و ميزان:
طبق اين نظريه همه‌‌ي زبان‌‌هاي جهان از امواج صوتي در گفتار و از نشانه‌‌هاي ديداري در نوشتار به‌عنوان مادّه‌‌ي اوليّه استفاده مي‌‌كنند. اين نظريه از چهار مقوله‌‌ي اساسي به نام‌‌هاي طبقه، دستگاه، واحد و ساختمان تشكيل شده‌است كه توصيف هر زباني بر اساس آن صورت مي‌‌گيرد.

◘ ت: نظريه‌‌ي نقش‌گرايي:
«آندره مارتينه» مباني و اصول «مكتب زبان‌‌شناسي پراگ» را در چارچوب نظريه‌‌ي تازه‌‌اي صورت‌‌بندي كرد و‌ آن را «نقش‌‌گرايي» ناميد. دو مورد از مفاهيم بسيار مهم در اين نظريه عبارت است از تجزيه‌‌ي دوگانه و مفهوم واج و واژه.

*****



5. آیا صدای زنگ خطر انقراض گویش سیستانیان به گوش غلامرضا عمرانی نیز رسیده است؟

5- اين موضوع دغدغه‌ي اساسي تمامي زبان‌ها و گويش‌هاي بشري است و امروزه در برابر زبان‌هاي مسلط از نظر فرهنگي و اقتصادي يا سياسي همه‌ي زبان‌ها و گويش‌هاي ديگر اين تزلزل را احساس مي‌كنند؛ اما علم زبان‌شناسي تا‌كنون توانسته پاسخ اين واهمه‌ي همه‌گير را به‌صورت منطقي بدهد. من در اين مقوله- با آن كه يكي از بزرگ‌ترين نگراني‌هاي من است- نمي‌خواهم زياده سخن بگويم؛ زيرا استاد بزرگ زبان‌شناسي، زنده‌ياد، علي محمد حق‌شناس پاسخي شايسته به اين دغدغه‌ي همه‌گير داده و حيف است كه با اين بضاعت اندك چيزي بدان بيفزايم. به شما و همه‌ي كساني كه بار اين نگراني را بر دوش و بر خاطر مي‌كشند، توصيه‌ي اكيد مي‌كنم كه مقاله‌ي راه‌گشاي «شعر و زاد و مرگ زبان» از مجموعه‌ي ارزنده‌ي «مقالات ادبي، زبان‌شناختي» از آن بزرگ‌مرد را بخوانيد و به‌عنوان يك وظيفه‌‌ي اساسي بدان عمل كنيد.

.

مطالب حاوی پانویس هایی نیز هستند که اصل آن را می توانید در اینجا مشاهده نمائید.


برچسب‌ها: غلامرضا عمرانی, کتاب گویش سیستان, گویش سیستانی, جایزه کتاب فصل, گفتگو, جامعه شناسی زبان, فرهنگ سیستان, هجاهای بلند, تبارشناسی واژگان, ساختگرایی, زبانشناسی, زایا گشتاری, نقش گرایی, انقراض زبانها
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱ توسط زارایا |